روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٣ - ترجمه
مشركان ازآنجا بگريختند و به اوطاس آمدند.رسول-عليه السّلام-مردى را نامزد كرد از اشعريان نام او ابو عامر گفتند،و لشكرى به او داد تا برفت و ايشان را بپراگند و اميرشان بگريخت [١]و ازآنجا اسير بسيار آوردند،و اين مرد را كه ابو عامر نام بود بكشتند و امير مشركان كه مالك بن عوف النّصرى بود به طايف گريخت و آنجا در حصن شد.رسول-عليه السّلام-براثر ايشان به طايف شد و طايف را حصار داد [٢]و شوّال تا سر [٣]كارزار كرد.چون ذوالقعده درآمد كه ماه حرام بود بازايستاد،ازآنجا بازگرديد و به منزلى آمد كه آن را جعرانه گويند،و آنجا احرام گرفت به عمره.و سبى و مال و غنايم حنين و اوطاس قسمت كرد و نصيبى تمام داد مؤلّفة قلوبهم را، چون ابو سفيان حرب را و عكرمه ابو جهل را و صفوان اميّه را و حارث بن هشام را و سهيل بن عمرو را و زهير بن [٤]اميّه را و عبد اللّه بن ابى اميّه را و معاوية بن ابى سفيان را و هشام بن المغيره را و اقرع بن حابس را و عيينة بن حصن [٥]را،و امثال اينان را هريكى را از پنجاه شتر تا صد بداد و انصاريان را نصيبى اندك داد از چهار و پنج و مانند اين.انصاريان را سخت آمد و در آن گفتى [٦]بكردند،يكى گفت:ايمن شد در ماش هيچ روى نمىيابد،و يكى گفت:غنيمت به قوم خود داد همه و ما را محروم كرد،و يكى گفت:تيغ ما زديم [٧]،غنيمت كافران بردند،و عبّاس بن مرداس السّلميّ در اين معنى گفت:
أ تجعل نهبي و نهب العبيد
بين عيينة و الاقرع
فما كان حصن و لا حابس
يفوقان مرداس [٨]في مجمع
و ما كنت دون امرئ منهما
و من تضع اليوم لا يرفع
اين حديث به رسول-عليه السّلام-رسيد،بفرمود تا ندا كردند كه:رسول -عليه السّلام-مىفرمايد تا انصاريان مجتمع شوند و جايى بنشينند و كسى ديگر با ايشان نباشد كه از ايشان نبود.ايشان مجتمع شدند و بنشستند و رسول-عليه السّلام-
[١] .آو،آج،بم:اميرانشان بگريختند.
[٢] .آج،لب:كرد.
[٣] .مل:تمامت؛مج:تا به سر؛آو،آج،بم،لب+ماه.
[٤] .لب+ابى.
[٥] .اساس:حصين؛به قياس نسخه آو و ضبط اكثر نسخ تصحيح شد.
[٦] .مل:گفتگوى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+و.
[٨] .اساس و همۀ نسخه بدلها:جدّى،با توجه به ضبط همين بيت در ص ٢٧٦ همين مجلّد و ديگر منابع تصحيح شد.