روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٤ - ترجمه
بگريختند خداى تعالى عذر خواست[٢٧-ر]براى ايشان،گفت: إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطٰانُ بِبَعْضِ مٰا كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللّٰهُ عَنْهُمْ [١]... ؛و عطا گفت،آيت منسوخ است بقوله: اَلْآنَ خَفَّفَ اللّٰهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً [٢]... ،و كلبى گفت:هركه را در كارزار بكشند اگر مقبل باشد و اگر مدبر،شهيد است.و درست آن است كه فرار از زحف معصيتى كبيره است،و اين قول عبد اللّه عبّاس است،و او گفت:اعظم الكبائر الشّرك باللّه ثمّ الفرار من الزّحف؛و اين قول صادق و باقر است -عليهما السّلام-و دليل بر اين عموم آيت است.و الفاظ عموم را در قرآن واجب بود حمل كردن بر عموم الّا كه دليلى باشد مخصّص[كه آن را تخصيص كنند و آنجا لفظ عموم است و دليل مخصّص] [٣]نيست و آن آيت كه در روز احد آورد،حجّت ماست براى آنكه گفت: عَفَا اللّٰهُ عَنْهُمْ [٤]... ،و عفو از گناه باشد،اگر فرار از زحف گناه نبودى عفو نبايستى از خداى.و امّا قول [٥]عطا كه گفت منسوخ است،اگر تخصيص به دليل محتاج باشد نسخ اولىتر،و لا دليل على نسخه.دگر آنكه:جمع از ميان هر دو آيت ممكن است از كجا دعوى نسخ توان كردن در آيت،و آن خلاف قول جمله علماست.و قوله: فَقَدْ بٰاءَ ،اى رجع،و باء بكذا أقرّ به،و البواء،الكفو فى الدّم،و قوله: مُتَحَرِّفاً ، أَوْ مُتَحَيِّزاً ،نصب ايشان بر حال باشد و روا بود كه بر استثنا بود،كانّه قال:الّا رجلا متحرّفا او متحيّزا،آنگه صفت موصوفى محذوف باشد و هر دو وجه محتمل است.
قوله: فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ قَتَلَهُمْ ،ابن[عامر و] [٦]كسائى و حمزه [٧]و خلف خواندند:و لكنّ اللّه،به تخفيف«نون»و رفع«اللّه»،براى آنكه حرف«انّ»و «انّ»و«كأنّ»و«لكنّ»،اين هر چهار را چون تخفيف كنند [٨]عملشان باطل شود.
حقتعالى در اين آيت بازنمود بر سبيل مبالغت كه آنچه رفت روز بدر نه به قوّت و
[٤] [١] .سوره آل عمران(٣)آيۀ ١٥٥.
[٢] .سوره انفال(٨)آيۀ ٦٦.
[٦] [٣] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٥] .آو،آج،بم،لب،آن+آنكس كه گفت-عطا و جز او-كه آيت منسوخ است.
[٧] .اساس+و كسائى؛به قياس ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد،لذا از متن حذف گرديد.
[٨] .اساس:كند؛به قياس آو و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.