روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٣ - ترجمه
اين[را] [١]قسمتى [٢]چهارم باشد،و آن به معنى تسميه بود،كقوله تعالى: وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً [٣].
وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ ؛و تا دلهاى شما به آن بيارامد و ساكن شود،و الاطمينان، السّكون،و نقيضه الانزعاج. وَ مَا النَّصْرُ إِلاّٰ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ ،و نصرت و يارى و ظفر نباشد مگر از نزديك خداى،يعنى به توفيق و تأييد او،نه به بأس و شدّت شما.و براى آن با خداى اضافت كرد تا گمان نبرند كه از جهت فريشتگان بود كه اگر نه فرمان خداى بودى فريشتگان فرونيامدندى،و مؤمنان هميشه منصور باشند[من قبل اللّه،اگر غالب باشند و اگر مغلوب؛چه اگر مغلوب باشند منصور باشند] [٤]به حجّت پس يكبار به حجّت منصور باشند و يكبار به قهر و غلبه،و براى آن گفت كه: إِلاّٰ بُشْرىٰ لَكُمْ [٥]... ،يعنى اين عدد براى بشارت و اطمينان مؤمنان گفت و الّا به يك فريشته دمار [٦]جمله كفّار اهل زمين بر توان آوردن،نهبينى كه جبريل-عليه السّلام-آن هفت شهرستان قوم لوط از جاى بركند و بر گوشه پر نهاد و چندان ببرد كه آواز مرغان ايشان اهل آسمان دنيا بشنيدند،آنگه سرنگون كرد آن را. فَجَعَلْنٰا عٰالِيَهٰا سٰافِلَهٰا [٧]... ،و چه رنج آيد برآن قوى [٨]كه قومى ضعيفان را غلبه كند از جايى كه ايشان او را نبينند.
عبد اللّه مسعود گفت:چون أبو جهل را مىكشتم،مرا گفت [٩]:آن ضربات كه از هوا مىآمد و ما كسى را نمىديديم،كه مىزد؟من گفتم:فريشتگان بودند.گفت:ما را ايشان غلبه كردند نه شما.
قوله: إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعٰاسَ أَمَنَةً مِنْهُ ،ابن كثير و ابو عمرو خواندند:اذ يغشاكم النّعاس،من غشى يغشى،على فعل يفعل،و بر اين قرائت فعلى ثلاثى بود متعدّى به يك مفعول،و بر قرائت باقى قرّاء، إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعٰاسَ به ضمّ«يا»و تشديد«شين» از افعال مزيد باشد،من التّغشية فعل متعدّى الى مفعولين.معنى قرائت عامه آن است كه:ياد كنى چون در شما پوشانيد خوابى.و معنى قرائت ابو عمرو و ابن كثير آن است
[١] .اساس:ندارد؛از مج،افزوده شد.
[٢] .مل:قسمى.
[٣] .سوره زخرف(٤٣)آيۀ ١٩.
[٤] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٥] .سوره آل عمران(٣)آيۀ ١٢٦.
[٦] .آج،مل،لب،آن+از.
[٧] .سوره حجر(١٥)آيۀ ٧٤.
[٨] .آو،بم،مل،آن،لت:قومى؛آج،لب:قوم.
[٩] .آج،مل:مىگفت.