روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٩ - ترجمه
صحابه هركسى [١]برخاستند و سخنى نكو گفتند و ابو بكر و عمر [٢]سخنهاى نكو گفتند.مقداد بن عمرو،برخاست و گفت:يا رسول اللّه!آنجا كه مىروى برو و آنچه تو را فرمودهاند به جاى آر كه ما در خدمت توايم،به خداى كه ما تو را آن نخواهيم گفتن كه بنى اسرايل پيغامبرشان را گفتند: فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقٰاتِلاٰ إِنّٰا هٰاهُنٰا قٰاعِدُونَ [٣].به خداى كه اگر ما را فرمايى [٤]در آتش شويم،و اگر به مدينه حبشه روى با تو بياييم.رسول-عليه السّلام- دگرباره مشورت با سرگرفت.سعد معاذ گفت:يا رسول اللّه!همانا ما را مىخواهى كه انصاريانيم به اين تعريض؟گفت:
بلى،گفت:يا رسول اللّه!ما به بيعت به تو دادهايم و به خداى،و به تو ايمان آوردهايم و با تو بر سر آن عهد و پيمانيم و ما را از آن پشيمانى نيست؛اگر فرمايى كه در دريا شويم [٥]طاعت داريم و فرمانبردار باشيم [٦].رسول-عليه السّلام-شادمانه شد،و براى آن انصار را تخصيص كرد به اين معنى كه ايشان چون با رسول به عقبه بيعت كردند، گفتند:يا رسول اللّه!تو هنوز در ذمام ما نهاى تا به سراى ما نرسى؛چون به سراى ما فرود آمده باشى تو را حمايت كنيم،از آنچه زنان و فرزندان خود را از آن حمايت كنيم.رسول-عليه السّلام-انديشه كرد كه،نبايد كه براى آنكه ما از مدينه بيرونيم انصاريان گمان برند كه اين ذمام و رعايت او بر ايشان واجب نيست از آنچه اوّل در عقبه گفته بودند!چون سعد معاذ آن بگفت:رسول-عليه السّلام-واثق شد.سعد گفت:يا رسول اللّه!ما را ببر هركجا مىروى [٧]كه-انشاءاللّه -خداى با تو نمايد در ما آنچه چشم تو به آن روشن شود؛فانّا صبّر فى الحرب صدق فى اللّقاء.آنگه لشكر را گفت:
سيروا على بركة اللّه و ابشروا؛ برويد بر بركت خداى و بشارت باد شما را كه خداى تعالى از اين دو طايفه[يكى] [٨]-يعنى،«عير»يا«نفير»-مرا وعده داده است.
امّا در«عير»ابو سفيان بود و جماعتى،و در«نفير»ابو جهل بود با لشكرى،صحابه رسول را كاروان به دل بود و برگ و ساز كارزار نمىداشتند،و دل برآن نهاده بودند [٩]
[١] .آو،آج،بم،لب،آن:هركس.
[٢] .اساس+رضى اللّه عنهما.
[٣] .سوره مائده(٥)آيۀ ٢٤.
[٤] .همه نسخه بدلها،بجز مج+كه.
[٥] .آو،آج،بم،آن:شوى/شويد.
[٦] .مل:شويم.
[٧] .آو،آج،بم،لب،آن:هركجا خواهى و مىروى.
[٨] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٩] .همه نسخه بدلها،بجز مل و لت:نهاده نبودند؛مل:ننهاده بودند.