روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦١ - ترجمه
كنيد و اصلاح ذات البين كنيد.و در معنى او خلاف كردند،قتاده و ابن جريح گفتند:آن خواست كه در عهد رسول چون مسلمانى كافرى را بكشتى سلب و سلاحش[آن] [١]مرد را بودى.چون اين آيت آمد،رسول بفرمود تا بعضى[بر بعضى] [٢]رد مىكردند بر وجه مصالحت و توسّط.مجاهد گفت:اين امر به اصلاح ذات البين در معنى [٣]نهى است از آن اختلاف كه ايشان كردند روز بدر در غنيمت؛و اين،قول عبد اللّه عبّاس و سفيان و سدّى است.و خلاف كردند در آنكه چرا به لفظ تأنيث گفت«ذات»و«بين» [٤]مذكّر است!بعضى گفتند:ذهب الى الحال الّتى كانت بينهم؛ و حال مؤنّث است،چنان كه گويند:جاءنى فلان ذات العشاء،اى السّاعة الّتى فيها العشاء.زجّاج گفت:آن حال خواست كه كار مسلمانان به آن به اصلاح آيد.و اخفش گفت:اين از جمله آن است كه،تأنيث او به سماع دانند نه به قياس،كالدّار و النّار و الدّلو و العصا و غيرها.و اين را علّتى نباشد كه ايشان گويند،«بيت»مذكّر باشد و«دار»مؤنّث،و«رمح»مذكّر باشد و«عصا»مؤنّث،و آب مذكّر باشد و آتش مؤنّث،و ماه مذكّر باشد و آفتاب مؤنّث. وَ أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ؛و طاعت خداى داريد و طاعت رسول و اوامر ايشان را امتثال كنيد و از نواهى ايشان منتهى شويد اگر ازآنكه گرويدهايد و ايمان داريد،كه آن به كه ايمان دارد به خداى و ثواب و عقاب،ايمان ايشان را حامل و باعث باشد بر طاعت خداى و رسول داشتن.
آنگه درآمد و وصف كرد مؤمنان مخلص مستكمل شرايط ايمان را و اسلام را، گفت: إِنَّمَا ،و بيان كرديم كه او،لاثبات الشّىء [٥]و نفى ما سواه باشد،جز كه در اين آيت بر وجه مبالغت است نه بر طريق حقيقت.گفت:مؤمنان آنان باشند كه، چون ذكر خداى كنند پيش ايشان و نام خداى برند دلهاى ايشان بترسد.و در مصحف عبد اللّه مسعود هست كه:فرقت قلوبهم،و معنى يكى باشد.الخوف و الخشية و الوجل و الفرق و الفزع و الروع،همه ترس باشد. وَ إِذٰا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيٰاتُهُ ؛و چون آيات او بر ايشان خوانند،ايشان را ايمان بيفزايد و ايشان بر خداى توكّل كنند،و به اين آيت تمسّك كردند آنان كه گفتند:ايمان زيادت و نقصان پذيرد،و افعال جوارح از جمله ايمان باشد،به آنكه گفتند نبينى كه خداى تعالى گفت:چون آيات خداى
[٢] [١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٣] .آو،آج،بم،لب،آن:به معنى.
[٤] .آو،آج،بم،مل،آن:ذات البين.
[٥] .آو،بم،آن+الا.