روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٧ - ترجمه
كه] [١]نافرمانى كند خداى را و رسولش را،خداى سخت عقوبت است.
آن را بچشى و كافران راست عذاب دوزخ.
[قوله تعالى: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفٰالِ -الآية] [٢]عبد اللّه عبّاس گفت:سبب نزول آيت آن بود كه،رسول-عليه السّلام-گفت:هركه به فلان جاى شود وى را از نفل چندين باشد،و هركه كسى را بكشد او را چندين باشد،و هركه اسيرى بيارد او را چندين باشد.چون قوم روى به هم آوردند،جوانان بشتافتند و پيران و مردمان معروف با رسول-عليه السّلام-بايستادند در زير رايت.چون خداى تعالى ظفر داد مسلمانان را بر كافران،آمدند و آنچه رسول گفته بود طلب كردند.پيران و بزرگان كه با رسول بودند و با رايت بودند،گفتند:چنين نباشد،ما نه براى آن نشتافتيم كه ما را اين قوّت و هنر نبود،و لكن ما خدمت رسول و مراعات رايت اولىتر شناختيم چه اگر رسول [٣]تنها بودى امن نشايستى بودن كه جماعتى مشركان بر او حمله آوردندى و رنجى به او رسانيدندى و يا رايت بيفگندندى،و ما در اين مقام كه ايستاده بوديم مدد شما بوديم و مردى [٤]ما كمتر از مردى [٥]شما نباشد،ما رها نكنيم تا شما غنيمت ببرى بىما.مردى از انصاريان از بنى سلمه برخاست نام او ابو اليسر [٦]بن عمرو،و گفت:يا رسول اللّه!تو گفتى هركه مردى را بكشد او را چندين غنيمت باشد،و هركه اسيرى بيارد او را چندينى باشد،ما هفتاد مرد را كشتيم و هفتاد مرد را اسير آورديم.سعد معاذ گفت:يا رسول اللّه!آن مزد كه ايشان طلب كردند ما را نبايست يا ما از ايشان - بددلتر بوديم؟و لكن ما نخواستيم كه صف تو تنها و خالى رها كنيم.رسول -عليه السّلام-در آن كار توقّف كرد،مردم در اين گفت و گوى افتادند،سعد گفت:يا رسول اللّه!مردم بسيارند و غنيمت كم از مردم است،اگر آنچه وعده دادهاى اينان را به اينان دهى براى اين دگر قوم چيزى نماند و متشكّى شوند.خداى تعالى اين آيت بفرستاد و رسول-عليه السّلام-غنيمت [٧]از ميان ايشان به سويّت قسمت كرد.
[١] .اساس:افتادگى دارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .اساس:ندارد؛از لت،افزوده شد.
[٣] .همه نسخه بدلها+را تنها رها كردمانى.
[٤] .همه نسخه بدلها،بجز لت+از.
[٥] .مل،مج:مردمان؛آو،بم،آج،لب:مردان.
[٦] .آو،آج،لب:ابو يسر.
[٧] .اساس:قسمت؛با توجه به آو،و اتّفاق همه نسخه بدلها تصحيح شد.