روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٠ - ترجمه
كار داشت چنان كه حقتعالى بشارت در عذاب استعمال كرد،في قوله: فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ [١]،و عيسى بن عمرو در شاذّ خواند:يقصرون،من القصر و لغت معروف اقصار است[١٥-ر]،قال امرؤ القيس:
سما لك شوق بعد ما كان اقصرا
و حلّت سليمى بطن خبث فعرعرا
و قوله: وَ إِذٰا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ ؛حقتعالى در اين آيت با رسول-عليه السّلام-خطاب كرد و گفت:چون آيتى بديشان نيارى اقتراح كنند و گويند: لَوْ لاٰ ،و المعنى«هلاّ» بمعنى تحضيض؛چرا اجتباء نكردى،يعنى انشا نكردى و ارتجال من قبل نفسك از خويشتن؛اين قول زجّاج و فرّاء است،قال الفرّاء:اجتبيت الكلام،اى اختلقته،و اين قول حسن و ضحّاك و قتاده و ابن زيد است و يك روايت از عبد اللّه عبّاس، [روايتى دگر از عبد اللّه عبّاس] [٢]آن است كه:هلاّ تلقّيتها و اخذتها من ربّك و سألتها؛ چرا تلقّى نكردى و تقبّل و سؤال از خداى تعالى تا بفرستادى.آنگه گفت:بگو اى محمّد!و جواب ده كه من متابعت آن كنم كه بر من وحى كنند از خداى تعالى،مرا نباشد كه اقتراح كنم و سؤال كنم يا اختلاق كنم و فروبافم دروغ بر خداى تعالى.
ابو زيد گفت:لفظ اجتباء در كلام جايى استعمال كنند كه كسى كلامى ناانديشيده- گويد،و اصل اجتباء اختيار بود.آنگه گفت:مبتدا. هٰذٰا بَصٰائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ ؛اين قرآن بصيرتهاست از خداى تعالى.و واحد او«بصيرت»باشد،و آن دليلى باشد كه عند او حق از باطل ببيند و بداند [٣]،و البصيرة،التّرس لأنّها تبصر، و البصيرة [٤]بقيّة الدّم على القاتل لأنّها تبصر و تراعى،قال[شعر] [٥]:
و على بصائرنا و ان لم تبصر
وَ هُدىً
؛و بيان و حجّت است و رحمتى است جماعتى مؤمنان را براى آنكه منتفع ايشان بودند دون كافران،ايشان را تخصيص كردند به ذكر.
وَ إِذٰا قُرِئَ الْقُرْآنُ ؛عبد اللّه مسعود گفت:سبب نزول آيت آن بود كه،در ابتداى شرع در نماز روا بودى كه بر يكديگر سلام كردندى،خداى تعالى اين آيت فرستاد و حرام كرد.و ابو هريره گفت:سبب نزولش آن بود كه،مردم در نماز سخن گفتندى، اين آيت آمد و سخن گفتن در نماز حرام شد.زهرى گفت:آيت در مردى انصارى
[١] .سوره آل عمران(٣)آيۀ ٢١.
[٢] .اساس:ندارد؛از مل،آورده شد.
[٣] .همه نسخه بدلها:ببينند و بدانند.
[٤] .آج،مل،مج:تبصروا البصيرة.
[٥] .اساس:ندارد؛از مج،آورده شد.