روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠ - ترجمه
و معنى او چگونه باشد بر اين وجه كه گفتى؟گوييم:تقدير كلام اين باشد كه فَلَمّٰا آتٰاهُمٰا صٰالِحاً ،چون خداى تعالى آدم و حوّا را بداد آن فرزند نرينه صالح كه خواستند و تمنّا كردند،كفّار [١]اولاد ايشان آن را اضافت كردند با خداى؛و آنچه مقوّى اين تأويل است،قوله تعالى: فَتَعٰالَى اللّٰهُ عَمّٰا يُشْرِكُونَ ،به لفظ جمع گفت،و نگفت:عمّا يشركان.امّا در تثنيه ضمير در چند جاى از آيت آن است كه گفتيم كه راجع است با دو جنس از مشركان اولاد ايشان يا با ذكور و اناث ايشان.و فصيح را عادت بود كه انتقال كند از كلامى به كلامى و از خطاب مخاطبى به خطابى ديگرى [٢]و از كنايتى به كنايتى،قال اللّه تعالى: إِنّٰا أَرْسَلْنٰاكَ شٰاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً، لِتُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ [٣]... [١٢-پ]اوّل خطاب كرد با رسول كه: إِنّٰا أَرْسَلْنٰاكَ ،آنگه عدول كرد از خطاب رسول به خطاب مرسل اليهم از امّت او،آنگه گفت: وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً [٤]،در دو جا ردّ كنايت كرد با رسول-عليه السّلام-و در تسبيح ردّ كنايت كرد با قديم تعالى،كه تسبيح بر رسول لايق نباشد،و قال الهذلى:
يا لهف نفسى كان جدّة خالد
و بياض وجهك للتّراب الاعفر [٥]
و نگفت:«بياض وجهه»،با آنكه بيت را بنا بر خبر از غيب نهاد،و قال كثيّر:
أسيئي بنا او احسني لا ملومة [٦]
لدينا و لا مقليّة ان تقلّت
و نگفت:«ان تقلّيت»،با آنكه بيت را بنا بر خطاب نهاد از خطاب به مغايبه رفت،و قال آخر:
فدى لك ناقتي و جميع اهلي
و مالي انّه منه اتاني
و لم يقل:منك اتانى.
وجهى دگر در آيت آن است كه،محمّد بن بحر الاصفهانى گفت كه:كنايت در جمله متعلق است به فرزندان آدم و حوّا و از آن هيچ به آدم و حوّا متعلق نيست الّا قوله تعالى: هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ ،به اوّل آيت خطاب كرد با جمله خلقان
[١] .آج،لب+و.
[٢] .آو،آج،بم،مل،آن:ديگر.
[٣] .سوره فتح(٤٨)آيات ٨ و ٩.
[٤] .سوره فتح(٤٨)آيۀ ٩.
[٥] .همه نسخه بدلها،بجز،لب و لت:اغفر.
[٦] .لت:ملولة.