روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٩ - ترجمه
كه ايشان گمان بردند؛بل مراد خداى تعالى به آيت آن باشد كه مطابق ادلّه عقل است از نفى شرك و ساير معاصى از آدم و جمله پيغامبران-عليهم السّلام.و ما در اين كتاب بيان كردهايم كه هيچ كبيره و صغيره بر پيغامبران روا نيست از آنجا كه مؤدّى بود به انفار طبع از قبول قولشان و استماع وعظشان و امتثال امرشان.و چون صغيره و كبيره منفّر باشند [١]،كفر و شرك چگونه باشد؟و كفر در حقّ پيغامبران جز كافر روا ندارد.
امّا تأويل صحيح آيت را آن است كه:شرك مضاف است با فرزندان آدم دو [٢]جنس يا دو قبيل از جمله ايشان يا با ذكور و اناث ايشان،و به هيچ حال منسوب نباشد با آدم و حوّا.اگر گويند:در آيت ذكرى رفته نيست فرزندان آدم را تا ردّ كنايت كنند با ايشان و انّما ذكر آدم و حوّا رفته است،گوييم روا باشد كه:[ردّ ضمير كنند با آنكه او را ذكر نرفته باشد،و اين طريقى است عرب را كه] [٣]ضمير قبل الذّكر گويند،قال اللّه تعالى: حَتّٰى تَوٰارَتْ بِالْحِجٰابِ [٤]،يعنى الشّمس و آفتاب را ذكرى نرفته است،[و قال اللّه تعالى: إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ [٥]،و قرآن را ذكرى نرفته است] [٦]كه اين اوّل سورت است،و قال الشّاعر:
لعمرك ما تغنى الثّراء عن الفتى
اذا حشرجت يوما و ضاق بها الصّدر
و نفس را ذكرى نرفته است.
جوابى ديگر از اين سؤال آن است كه:ذكر فرزندان آدم رفته است در آيت في قوله: هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ ،و«كم»خطاب است با جمله فرزندان آدم ذكور و اناث.و دگر جاى ذكر ايشان رفت،فى قوله: فَلَمّٰا آتٰاهُمٰا صٰالِحاً ، و المعنى ولدا صالحا.و ولد،جنس را باشد صالح بود واحد را و جمع را،و چون در كلام ذكر دو مذكور برود آنگه عقيب آن چيزى آيد كه به يكى از ايشان لايق بود به ديگرى لايق نبود ردّش با آن بايد كردن كه به او لايق بود.چون در كلام ذكر آدم و حوّا رفته است و ذكر فرزندان ايشان،و كفر و شرك لايق نيست به آدم و حوّا،و به اولاد ايشان لايق است ردّ بايد كردن با ايشان دون آدم و حوّا.اگر گويند:نظم آيت
[١] .همه نسخه بدلها:باشد.
[٢] .آو،بم،آج،آن:در.
[٦] [٣] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٤] .سوره ص(٣٨)آيۀ ٣٢.
[٥] .سوره قدر(٩٧)آيۀ ١.