روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٠
فلان منزل فرود آمد،لشكر به سر او فرست.رسول-عليه السّلام-بگفت با صحابه،و گفت:پوشيده دارى.منافقان نامه نوشتند و او را اعلام كردند.خداى تعالى اين آيت بفرستاد: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَخُونُوا اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَمٰانٰاتِكُمْ... [١]،و اين آيت نيز بفرستاد در منافقان: وَ مِنْهُمْ مَنْ عٰاهَدَ اللّٰهَ لَئِنْ آتٰانٰا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ ،الى قوله: وَ بِمٰا كٰانُوا يَكْذِبُونَ .چون حسن را بينى از منش سلام برسان و بگوى كه:
اصل اين حديث اين است.گفت:چون به نزديك حسن رسيدم،گفتم:يا ابا سعيد! برادرت عطا تو را سلام مىكند و اين حديث با او بگفتم.حسن دست من گرفت و مرا به اصحاب خود نمود و گفت:يا اهل العراق!عاجز [٢]آمدى ازآنكه چنان باشى كه اين مرد حديثى شنيد از ما كه او را موافق نيامد،صبر نداشت تا برخاست و رحلت كرد و اصل و معنى آن حديث به دست آورد.عطا [٣]راست گفت،اصل اين حديث در منافقان است و ممكن باشد كه شبههاى كه حسن را افتاد در آنكه فاسق منافق است اصل او از اين حديث بوده باشد.و نيز ممكن است اين حديث را تأويل كردن از وجهى دگر،و آنچنان باشد كه گويند:ممتنع نبود كه رسول-عليه السّلام-به اين حديث آن خواست كه هركه اين سه خصلت را كار بندد با اعتقاد [٤]جواز و حسن،او منافق بود.
قوله تعالى: اَلَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقٰاتِ مفسّران گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه،رسول-عليه السّلام-صحابه را حثّ كرد بر صدقات.عبد الرّحمن عوف آمد و چهار هزار درم آورد و گفت:يا رسول اللّه!من هشت هزار درم داشتم،چهار هزار براى عيال بازگرفتم و چهار هزار صدقه كردم.رسول -عليه السّلام-او را دعا كرد به بركه [٥]،گفت:
بارك اللّه لكن فيما اعطيت و فيما امسكت، خداى تعالى او را چندان مال داد كه چون او را وفات آمد ثمن مال او ميان ايشان قسمت كردند صد و شست [٦]هزار درم برآمد هر زنى را هشتاد هزار درم برسيد.و هم آن روز عاصم بن عدىّ بن العجلان بيامد و صد و شست [٧]وسق خرما بياورد براى صدقه رسول-عليه السّلام-ببخشيد.و مردى نام او ابو عقيل الانصارىّ بيامد و صاعى
[١] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٢٧.
[٢] .مل:عاجز.
[٣] .مل:عطاء بن ابى رباح.
[٤] .آو،آج،بم،لب:يا اعتقاد كند.
[٥] .مل:بركت.
[٧] [٦] .همۀ نسخه بدلها:شصت.