روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٥
شرايط رؤيت.پس قديم را تعالى [١]او را هميشه بايد ديدن به آنكه كاره باشد ديدار او را بر كراهت خود،و اين فاسد است.آنچه ادا كند با اين [٢]هم فاسد باشد.و قولى ديگر آن است كه:ضمير فاعل در اعقب كه ضمير مرفوع مستكنّ بخل است، و المعنى:فاعقبهم بخلهم نفاقا،و معنى اعقاب،بر اين قول ايراث و تخليف باشد من قولهم:اعقبه اكل الطّين صفرة اللّون،اى اورثه ذلك.و اشتقاق او را از عقب و تعقيب باشد،يعنى آن بخل و خلف وعد [٣]ايشان را به آنجا رسانيد و به سر [٤]ايشان آورد نفاقى در دلهاى ايشان.و چون تحقيق كنى اين قول هم [٥]راجع باشد با معنى قول اوّل،براى آنكه بخل نتواند كردن هم لا بد تفسير برآن بايد دادن كه،خداى تعالى عند بخل ايشان اين جزا داد ايشان را،يا بايد گفتن:بخل ايشان،ايشان را ادّا به نفاق كرد تا از بخل منافق شدند. إِلىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ ،بر اين قول ضمير عايد باشد با بخل،و معنى جزا بر بخل تا آن روز كه جزاى بخل خود پيش آيد ايشان را.و بر اين قول در آيت دو جايگاه مجاز باشد،و بر قول[٩٨-پ]اوّل مجاز يك جاى باشد در فَأَعْقَبَهُمْ ؛و در يَلْقَوْنَهُ نباشد،و تقدير حذف مضاف نبايد كردن لأنّ التّقدير على هذا القول يلقون [٦]جزاء بخلهم و يصلون اليه فحذف الجزاء و اوقع [٧]اللّقاء [٨]على البخل[پس قول اوّل اولىتر است-و اللّه اعلم بمراده من كلامه. بِمٰا أَخْلَفُوا اللّٰهَ مٰا وَعَدُوهُ ؛اين «با»مجازات است به آنچه خلاف كردند وعدۀ خداى را.و«ما»هر دو جاى مصدريه است،اى باخلافهم وعد اللّه.و شايد كه«ما»ى دوم موصوله باشد،بمعنى الّذي،اى الوعد الّذي وعدوه.] [٩]وَ بِمٰا كٰانُوا يَكْذِبُونَ ،اين«ما»،مصدريه است نيز، اى و بكذبهم [١٠]،و به آن دروغ كه گفتند.
معبد بن ثابت گفت:اين معنى در دل داشتند و به زبان نگفتند،نبينى كه حقتعالى گفت: أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْوٰاهُمْ ؛و نمىدانند ايشان كه خداى تعالى داند سرّ ايشان؟يعنى آنچه در دل دارند و با كس نگويند. وَ نَجْوٰاهُمْ ؛و آنچه
[١] .مل:قديم-جلّ جلاله.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:به اين.
[٣] .آج،لب:وعده.
[٤] .مل،مج:پس.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:يلقونه.
[٧] .آو،آج،بم:و وقع؛مل:واقع.
[٨] .اساس:القيا؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٩] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[١٠] .مل:كذّبهم.