روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠١
عرض مال بده آنچه مىدهى.گفت:حاشا كه من جز خيار و گزيدۀ مال به خداى و پيغامبر بدهم!ايشان آن بستدند و بازآمدند به نزديك ثعلبه و گفتند:چه مىدهى بده تا برويم.او دگرباره همان مقالت گفت [١]كه:اين جزيت است و مانند جزيت است،بروى جايهاى ديگر و چون از همه پرداخته باشى با نزديك من آيى.ايشان برفتند و صدقات بستدند و با نزديك ثعلبه آمدند.او گفت:اين نامه مرا دهى كه دارى.نامه بستد و دگرباره بر خواند و گفت:اين جزيت است،شما بروى تا من راى خود در اين معنى ببينم،ايشان با پيش رسول آمدند و اين حال بگفتند.رسول -عليه السّلام-گفت:يا ويح ثعلبة [٢]،يا ويح ثعلبة [٣]!آنگه سلمى را دعا كرد به خير،و خداى تعالى[در حقّ ثعلبه] [٤]اين آيت بفرستاد: وَ مِنْهُمْ مَنْ عٰاهَدَ اللّٰهَ لَئِنْ آتٰانٰا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصّٰالِحِينَ. فَلَمّٰا آتٰاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ. [٩٧-پ] فَأَعْقَبَهُمْ نِفٰاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمٰا أَخْلَفُوا اللّٰهَ مٰا وَعَدُوهُ وَ بِمٰا كٰانُوا يَكْذِبُونَ ؛چون اين آيت [٥]در حقّ ثعلبه بيامد و رسول-عليه السّلام- بر صحابه خواند،مردى از خويشان ثعلبه حاضر بود،آن بشنيد،برخاست و به نزديك ثعلبه آمد و گفت:ويحك يا ثعلبه!خداى تعالى در حقّ تو سه آيت قرآن بفرستاد.
ثعلبه برخاست و به نزديك رسول آمد و گفت:يا رسول اللّه!من صدقه بيارم چنان كه فرمايى.رسول-عليه السّلام-گفت:بعد ازآنكه گفتى [٦]آنچه گفتى،خداى مرا فرموده است كه:صدقۀ تو قبول نكنم.او برخاست و خاك بر سر كرد و فرياد كردن گرفت.رسول-عليه السّلام-گفت:اين آن است كه من تو را گفتم و تو فرمان نبردى.
او برخاست و بازگشت و با جاى خود شد و رسول-عليه السّلام-در آن مدّت با جوار رحمت ايزدى شد و صدقۀ او قبول نكرد.در عهد ابو بكر بيامد و گفت:صدقۀ من قبول كن.گفت:رسول صدقۀ تو قبول نكرد،من نيز قبول نكنم.چون عمر به خلافت بنشست،بيامد و درخواست تا صدقه بيارد.عمر نيز قبول نكرد.[در عهد عثمان بيامد،
[١] .مج:مقالت كرد.
[٢] .مل+سهبار گفت.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+اىواى ثعلبه.
[٤] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٥] .مل،مج،لب:آيات.
[٦] .آو،بم+كه اين جزيت است؛آج،لب+اگر جزيت است.