روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٣
؛چون بفرستند سورتى كه ايمان آرى به خداى و جهاد كنى با رسول [١]وى دستورى خواهند از تو خداوندان مال از ايشان و گويند رها كن ما را تا باشيم با نشستگان.
راضى شدند به آنكه باشند با بازماندگان و مهر نهادند بر دلهاشان،ايشان نمىدانند.
؛لكن پيغامبر و آنان كه بگرويدند با او جهاد كردند به مالهاشان و جانهاشان،ايشان را باشد نيكيها و ايشان ظفريافتگان باشند.
ساخته است [٢]خداى ايشان را بهشتهايى كه مىرود از زير آن جويهاى،جاويدان باشند در آنجا،آن ظفرى است بزرگوار[٩٥-پ].
قوله: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ -الآية.قديم-جلّ جلاله-بر عادت كريمش چون ذكر منافقان بكرد و اوصاف ايشان بگفت و سيرت و طريقت ايشان به خلقان نمود،عقيب [٣]آن ذكر مؤمنان كرد و صفت ايشان گفت و خلال [٤]خير ايشان و طريقت پسنديدۀ ايشان با خلقان بازگفت، وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ ؛گفت:
زنان و مردان مؤمنان بهرى دوستان بهرىاند،و بهرى به بهرى اولىتراند،اولياى مودّتاند و اولياى نصرتاند و اولياى ولايتاند،به يكديگر تولاّ كنند و از يكديگر باشند،امربهمعروف [٥]كنند و نهى منكر كنند و فرمان خداى و پيغامبر برند.
جرير بن عبد اللّه گفت:از رسول-صلّى اللّه عليه و آله-شنيدم كه[گفت] [٦]:
مهاجر و انصاريان از من [٧]بهرى اولياى بهرىاند،امربهمعروف [٨]مىكنند يعنى به ايمان و خير و نهى منكر مىكنند يعنى آنچه در شريعت و سنّت نشناسند.ابو العاليه گفت:
[١] .آو،بم:وا پيغامبرش.
[٢] .آو،بم:ببجارده است؛مج:بجارده است؛آج،لب:آماده كرده است.
[٣] .آو،آج،بم،لب:عقب.
[٤] .آو،آج،بم،مل:حلال.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:و امر.
[٦] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:مهاجر و انصاريان من.
[٨] .مل:به معروف.