روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٧ - ترجمه
بجستى [١].بار خدايا!ايمان آوردم،ايمانى درست.بار خدايا!وفات من قتل كن در سبيل تو بر شهادت،چنان كه كس نگويد:منش شستم،و منش كفن كردم،و منش دفن كردم.روز يمامهاش بكشتند و چندان كه جستند او را نيافتند.
و بعضى مفسّران گفتند:معنى آيت آن است كه:اگر بعضى را عفو بكنند به توبه،بعضى را عذاب كنند به اصرار ذلك [٢]بِأَنَّهُمْ كٰانُوا مُجْرِمِينَ ؛اين براى آن است كه ايشان كافران و منافقاناند.
[قوله تعالى: اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ ] [٣]،آنگه گفت:منافقان از يكديگرند به منزلت يك نفس،بهرى به بهرى [٤]تولاّ كنند،امر به منكر كنند و نهى كنند از معروف،برعكس آنكه در عقل و شرع واجب است.و معروف،عبارت باشد از:همه خيرى و طاعتى؛و منكر، عبارت است از جملۀ معاصى. وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ ؛دست ببستهاند از خيرات و صدقات،و اين عبارت است از بخل.و مرد بخيل را ممسك گويند و قابض اليد و جعد الكفّ و كدّ [٥]الانامل،و سخىّ را منبسط اليد [٦]و سبط البنان،أ لا ترى الى قول الشّاعر:
و كاتب حاسب ان رحت ملتمسا
ما في يديه اذا ما جئت مجتديه
اضاف تسعين تقفوها ثلاثتها
الى ثلاثة آلاف و تسع مائة
نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِيَهُمْ
؛اى تركوا طاعة اللّه فترك اللّه ثوابهم [٧]؛ايشان دست از اطاعت [٨]بداشتند،خداى تعالى ايشان را از ثواب رها كرد.و وجهى ديگر آن است كه:ايشان خداى را فراموش كردند،خداى تعالى جزاى ايشان از آن فراموشى بداد.وجهى ديگر آن است كه:عاملهم معاملة النّاسي؛فعل ايشان بر حقيقت نسيان باشد،و فعل خداى تعالى بر سبيل ازدواج. إِنَّ الْمُنٰافِقِينَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ ؛كه منافقان به حقيقت از فرمان خداى تعالى بيرون باشند.
آنگه گفت:[ وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِينَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْكُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِينَ
[١] .آو،آج،بم،لب:بخستى.
[٢] .مل:آنكه.
[٣] .اساس:ندارد؛از مل،افزوده شد.
[٤] .آو،آج،بم:بهرى،بهرى را.
[٥] .آو،آج،بم:لدّ؛مل:كنز.
[٦] .آو،آج،بم،لب:مبسوط اليد.
[٧] .آج،طاعته فترك ثوابهم.
[٨] .آو،آج،بم،لب+خداى.