روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٨ - ترجمه
انفراد،و لفظ صالح است هر دو را و جامع هر دو فايده را،اين سهم به بندگانى و مكاتبانى دهند كه در رنج باشند و گردن ايشان آزاد كنند. وَ الْغٰارِمِينَ ؛و وام داران به شرط آنكه وام كه ستده باشند در معصيت و اسراف صرف نكرده باشند،و اين قول قتاده است.مجاهد گفت:غارم آن باشد كه غرامت زده شده باشد از آن وجه كه يا خانهاش سوخته باشد يا مالش سيل ببرده باشد،يا وام گرفته باشد براى عيال.
و باقر-عليه السّلام-گفت:غارمان آنان باشند كه،وام ستده باشند و صرف كرده نه بر معصيت،امام از بيت المال [١]وام ايشان بگزارد.
ابن زيد گفت:غارم،صاحب غرامت باشد از هرچه باشد.
شافعى گفت:غارمان دو نوع باشند؛يكى آنكه وامى ستده باشد و در مصلحت خود و عيال صرف كرده نه بر وجه اسراف و معصيت،آنگه قضا نتواند كردن و عاجز باشد از آن.و صنفى ديگر آنان باشند كه،وامى ستده باشند و در دينى [٢]و غرامتى و اصلاح ذات البينى و معروفى صرف كرده،و ايشان را متاعى باشد[٨٩-پ]كه اگر بفروشند احوال ايشان مختل [٣]شود،اين هر دو گروه را از اين سهم نصيب كنند.و شرط هر دو قول آن است كه:وام كه ستده باشند در معصيت صرف نكرده باشند.و اصل غرامت،خسران و نقصان بود،و منه الحديث فى الرّهن:
له غنيمته [٤]و عليه غرمه [٥] ،و عذاب را از اين جا«غرام»خوانند،قال اللّه تعالى: إِنَّ عَذٰابَهٰا كٰانَ غَرٰاماً [٦]،و الغرام،العشق لقولهم:فلان مغرم بالنّساء،اى مولع بهنّ.و غارم من باب تامر و لابن باشد،اى ذو غرامة. وَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ،جهاد باشد و اصحاب او از غزات و مرابطان چون محتاج باشند و درويش،اگر درويش نباشد در او خلاف كردند؛ مذهب ابو حنيفه و ابو يوسف و محمّد،آن است كه:اگر محتاج و منقطع به نباشند، چيزى به ايشان نشايد دادن.و شافعى گفت و مالك و اسحاق و ابو ثور و ابو عبيد:
نصيبى از آن به غازيان رسد [٧]اگر توانگر باشند و اگر درويش،و مذهب ما هم چنين
[١] .آو،بم:بيت مال.
[٢] .آج،مج،لب:ديتى.
[٣] .آو،آج،بم،لب:مختلف.
[٤] .اساس:غنمه؛به قياس با نسخۀ مل،تصحيح شد.
[٥] .آج:عزمته.
[٦] .سورۀ فرقان(٢٥)آيۀ ٦٥.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:دهند.