روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٢ - ترجمه
ايشان برده آوردند و فرزندان آمد ايشان را از حبشه.پس سواد حبشه و بياض روم بر ايشان جمع شد زرد بام [١]بودند.چون رسول-عليه السّلام-او را اين گفت،او جواب داد و گفت:يا رسول اللّه!قوم من دانند كه من به زنان مولع باشم [٢]و مىترسم كه نبايد كه زنان روميان را ببينم،از ايشان نشكيبم!مرا به فتنه [٣]بد ميفكن و دستور باش [٤]مرا تا بنشينم.رسول-عليه السّلام-روى از او بگردانيد و به خشم او را گفت:دستورى دادم هركجا خواهى رو خداى تعالى اين آيت فرستاد،و گفت:از ايشان بعضى هستند كه مىگويند: اِئْذَنْ لِي ؛دستورى ده مرا و مرا در فتنه ميفگن،يعنى به زنان روم.قتاده گفت:لا تفتني،اى لا تؤثمني [٥]؛مرا در اثم و حرج و گناه ميفگن. أَلاٰ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا ؛ايشان در فتنه افتادند،يعنى در كفر.فتنۀ دوم [٦]كفر است، حقتعالى گفت:بر سبيل تعجّب:اين نيك مرد را نگر كه مىترسد كه در حرج نظر روميان افتد،و آن خود در درياى كفر غرق [٧]شده است،آن را فتنه مىشناسد،و كفر را [٨]فتنه نمىشناسد. وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكٰافِرِينَ ؛و دوزخ به كافران محيط است و گرد برآمده.چون اين آيت آمد،رسول-عليه السّلام-بنو سلمه را گفت:من سيّدكم يا بني سلمة؟سيّد شما كيست يا بنى سلمه؟گفتند:جدّ بن قيس است،جز آن است كه او بخيل و بددل است.رسول-عليه السّلام-گفت:
و اىّ داء ادوى من البخل؛ و كدام درد است بىدرمانتر از بخل؟
بل سيّدكم الفتى الابيض الجعد بشر بن البراء بن معرور؛ بل سيّد شما اين جوان سخىّ كريم است بشر بن براء بن معرور.
حسّان بن ثابت الانصارى در اين معنى گفت:
و قال رسول اللّه و القول لاحق
بمن قال منّا من تعدّون سيّدا
فقلنا له جدّ بن قيس [٩]على الّذي
نبخّله فينا و ان كان انكدا
[١] .مل:زردفام.
[٢] .آو،آج،بم،لب:نباشم.
[٣] .لب:در فتنه.
[٤] .آج،لب:دستورى باش.
[٥] .اساس+مرا در فتنه ميفگن،يعنى به زنان روم.قتاده گفت؛به قياس با نسخۀ آو و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد و تكرارى،لذا از متن حذف شد.
[٦] .آو،آج،بم:روم.
[٧] .آو،آج،بم:غرقه.
[٨] .اساس:واو؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٩] .اساس:جند بن قيس؛به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.