روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٨ - ترجمه
مصيبتى گويند فراگرفتيم كار ما از پيش و بر گردند و ايشان بطركنان [١]باشند.
بگو نرسد به ما الّا آنچه نوشته باشد خداى ما را،اوست بار خداى [٢]ما،و بر خداى توكّل كنند مؤمنان.
؛بگو گوش مىدارى [٣]به ما مگر يكى از دو نيكويى و ما گوش مىداريم [٤]به شما آنچه برساند شما را خداى به عذاب از نزديك او يا به دستهاى ما،گوش دارى [٥]كه ما با شما گوش مىداريم [٦].
بگو نفقه كنى به رغبت يا به كراهت،نپذيرد [٧]از شما كه شما بودى گروهى فاسقان.
[٨٠-ر] ؛و چه منع كرد ايشان را كه بپذيرند از ايشان نفقاتشان الّا آن است كه ايشان كافر شدند به خداى و به رسولش،و نيايند به نماز الّا و ايشان كسلان باشند [٨]و نفقه نكنند الّا و ايشان كاره باشند.
؛به عجب مياراد [٩]تو را مالهاشان و نه فرزندانشان [١٠]، مىخواهد خداى كه عذاب كند ايشان را به آن در زندگانى دنيا و باطل شود جانهاشان و ايشان كافر[انند] [١١].
و سوگند مىخورند به خداى كه ايشان از شمااند،و نيستند ايشان از شما و لكن ايشان
[١] .آج،لب:شادان.
[٢] .آو،بم،مج:خداوند؛آج،لب:خداوندگار.
[٤] [٣] .آج،لب:چشم مىداريد.
[٥] .آج،لب:چشم داريد.
[٦] .آج،لب:چشمدارندگانيم.
[٧] .آج،لب:هرگز قبول كرده نشود.
[٨] .آج،لب:با كسلاند.
[٩] .آج،لب:پس بايد كه به شگفت نياورد.
[١٠] .آج،لب+بهدرستى كه.
[١١] .اساس:ندارد؛از مج،افزوده شد.