روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٢ - ترجمه
شد؛قتاده و عطاء خراسانى [١]گفتند:قتال در ماههاى حرام حرام است،كارى عظيم بود،لقوله: قُلْ قِتٰالٌ فِيهِ كَبِيرٌ... [٢]؛پس منسوخ شد بقوله: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ... [٣]؛و بقوله: وَ قٰاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً .
زهرى گفت:حرام بود قتال در ماههاى حرام تا خداى تعالى سورت برائت بفرستاد منسوخ كرد آن را.ابو اسحاق گفت از سفيان ثورى پرسيدم،گفت:اوّل حرام بود،اكنون منسوخ است و حجّت آورد به آنكه رسول-عليه السّلام-قتال كرد با هوازن به حنين [٤]و با ثقيف به طايف در شوّال و بعضى ذوالقعده.ابن جريج گفت:
عطاء بن ابى رباح را پرسيدم كه:اين حكم منسوخ هست يا نه؟يعنى قتال در ماه حرام.سوگند خورد كه منسوخ نيست و بر حكم خود است.و درست آن است كه منسوخ نيست،براى آنكه دليلى قاطع نيست بر نسخ او و اين آيتها كه آورد،در او دليل نسخ اين حكم نيست براى آنكه در او ذكر توقيت و تعيين نيست.و مقاتل حيّان گفت:اين [٥]آيت ناسخ است هر آيتى را كه در او رخصتى هست.
قوله تعالى: إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيٰادَةٌ فِي الْكُفْرِ ؛ابو جعفر و ابن فرج عن البزّى [٦]خواندند:انّما النّسيّ بالتّشديد،بىهمز،قلب همز كرد [٧]«با»«يا»،پس ادغام كرد «يا»در«يا».و باقى قرّاء،به همز خواندند.
و بر هر دو قرائت وزن او فعيل باشد، و روا باشد كه مصدر بود،كالحريق و السّعير،و اين اسم مصدر بود.و گفتند:فعيل است به معنى مفعول،كالجريح و القتيل،اى الشّهر المؤخّر.شبلى [٨]روايت كرد از ابن كثير:«نسى»على وزن«تسع»،و نسأ،تأخير باشد،يقال:نسأت الابل عن الحوض و نسأتها عن ظمئها يوما،او يومين اذا اخّرتها انسأها نسأ،و يقول:نسأ اللّه في اجله و أنسأ[٧٦-پ]اللّه اجله،و منه:النّسيئة لما يؤخّر ثمنها،و منه المنسأة العصا لأنّ بها تؤخّر.قال اللّه تعالى: تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ [٩].
امّا معنى نسيء و ابتداى او،علما در او چند قول گفتند؛قتاده گفت:در جاهليّت
[١] .آو:خوراسانى.
[٢] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١٧.
[٣] .سورۀ توبه(٩)آيۀ.
[٤] .مج:لب:خيبر.
[٥] .آو،آج،بم،آيت.
[٦] .مل:النّوفى.
[٧] .مج:كردند.
[٨] .آو،بم:شبل؛مل:سدّى.
[٩] .سورۀ سبأ(٣٤)آيۀ ١٤.