روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٠ - ترجمه
يك روز از رجب روزه دارد [١]،خداى تعالى ديوارى پديد آرد ميان او و ميان دوزخ عرض و كثافت او چندان كه [٢]از مشرق تا به مغرب،و روزۀ يكماهه [٣]بنويسد او را، و وجبت له الجنّة البتّة،و بهشت واجب شود او را به قطع[و در فضايل رجب كتابهاى مفرد كردهاند و اين قدر كفايت است اين جا. ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ؛اى] [٤]الحساب المستقيم.«دين»به معانى مختلف آمد،از وجوه[او] [٥]يكى:حساب است و منه
قوله-عليه السّلام: الكيّس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت؛ اى حاسب نفسه،اىعجب،عدد ماهها كه صلاح معاش تو به او متعلّق است،خداى تعالى با تو نگذاشت گفت:عند اللّه في كتاب اللّه؛عدد امامان كه صلاح معاد و دين تو با اوست با تو گذارد؟اگر اين عدد كه عدد شهور است،من عند اللّه و في كتاب اللّه است عدد آن ماههاى دين اولى و احرى [٦]كه از نزديك او باشد و در كتاب او باشد آنچه اين عدد است و مثل اين عدد است و به منزلت از امامت فروتر است،از نزديك اوست عدد نقيبان بنى اسرايل مفوّض به بعث اوست: وَ بَعَثْنٰا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً... [٧]،و اگر چشمههاى [٨]آب بود كه بر دست موسى-عليه السّلام-ظاهر شد، فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتٰا عَشْرَةَ عَيْناً... [٩]؛به فرمان او خرق عادت از جهت او.و اگر نجات موسى و قومش را راههاى دريا بود،هم دوازده از لطيف [١٠]صنع او و كمال فضل او آنچه نجات و خلاص بهترين امّت به آن باشد[و صلاح معاد و معاش به او منوط بود، همانا با راى تو نگذارند تا آن بر تو باشد و] [١١]از كتاب تو خوانند آنچه [١٢]براى تو باشد نه براى تو باشد به صلاحديد من باشد [١٣].اين دوازده ماه،از او چهار حرام كرد.از اين دوازده امام،چهار را به يك نام برآورد،چنان كه آن را نام در حرامى يكى است،و ذلك
قوله-عليه السّلام: الائمّة من بعدي اثنا عشر اوّلهم علىّ و رابعهم علىّ و ثامنهم علىّ و عاشرهم علىّ و آخرهم مهدىّ؛ گفت:[٧٦-ر]امامان از پس من دوازدهاند؛
[١] .آو،آج،بم،لب+از اول يا ميانه يا آخر.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:چنان كه.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ساله.
[١١] [٥] [٤] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:اخوى.
[٧] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١٢.
[٨] .اساس:چشمها/چشمهها.
[٩] .سورۀ توبه(٢)آيۀ ٦٠.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:لطف.
[١٢] .مل،خلاص و نجات براى دين من باشد،به صلاح دين من باشد.
[١٣] .آو،آج،بم،لب،مج:آنچه براى دين من باشد،به صلاح دين من باشد.