روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٣ - ترجمه
مردى را ديدم خشن جامه،درشت خوى [١]،درشت اندام كه بيامد و آنجا بايستاد [٢]و گفت:بشارت باد آنان را كه از شما مال جمع كنند و بر هم نهند كه حقتعالى فرداى قيامت از آن داغى سازد كه چون بر پستان مرد نهند به كتفش بيرون آيد،و چون بر كتفش نهند به پيشانيش [٣]بيرون آيد،و به آن داغ،پيشانى و پهلو و پشت ايشان داغ كنند،گفت:آنهمه قوم سر در پيش افگندند و كس با او نگاه نكرد و او را جوابى نداد،او از ايشان برگرديد و برفت و به بر ستونى [٤]بنشست،من نزد او فراشدم گفتم:اى شيخ!اين سخن كه تو گفتى اين قوم را خوش نيامد،گفت:ايشان عاقل نيستند،من پرسيدم كه:اين مرد كيست؟گفتند:اين أبو ذرّ غفارى[است] [٥]. هٰذٰا مٰا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ ؛و اين از جمله آن جايهاست كه قول از او حذف كردند،و التّقدير:يقال لهم: هٰذٰا مٰا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ ؛اين آن گنج است كه براى خود نهادى، بچشى آن گنج كه نهادى!و مانند اين در قرآن بسيار است از حذف قول از كلام.
علما خلاف كردند در آنكه آيت در حقّ كه آمد؟زيد بن اسلم گفت:عبد اللّه عمر را از اين آيت پرسيدند [٦]گفت:اين پيش از آن بود كه آيت زكات آمد،چون خداى تعالى آيت زكات بفرستاد،زكات را به طهر اموال كرد.مجاهد گفت از عبد اللّه عبّاس كه:چون اين آيت آمد و مسلمانان بشنيدند،سخت آمد بر مسلمانان و گفتند:
چگونه توان كردن كه يكى از ما براى فرزندان ضعيف كوچك چيزكى بنهد كه ايشان را مرجعى باشد؟آنگه پيش رسول آمدند و گفتند:يا رسول اللّه!اين آيت بر ما سخت مىآيد.رسول-عليه السّلام-گفت:ندانى كه خداى تعالى زكات واجب نكرد الّا براى آنكه مالهاى شما پاكيزه كند به آن،چون زكات داده باشى آن باقى پاكيزه است،و مواريث فرض كرد در مالهاى شما كه بازماند.آنگه گفت:خبر دهم شما را به بهترين كنزى كه مرد نهد [٧]خود را؟گفتند:بلى يا رسول اللّه!گفت:زنى [٨]صالح كه چون در او نگرد شاد شود،و چون كاريش فرمايد طاعتش دارد،و چون غايب شود از او حفظ الغيب او كند.بعضى صحابه گفتند:آيت در حقّ اهل كتاب
[١] .همۀ نسخه بدلها:روى.
[٢] .آو،بم:بيستاد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:پستانش.
[٤] .آو،آج،بم:استون.
[٥] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:پرسيدم.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بنهد.
[٨] .آو،آج،بم،لب:زن.