روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٨ - ترجمه
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتٰابَ بِأَيْدِيهِمْ [١] -الآية؛به دست خود چيزى بستدند كه بر دل عامّه خوش آمدى،و گفتندى:اين تورات است و برآن چيزى بستندى از عوامّ و سفله.
وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ ؛و مردم را از راه خداى و دين او منع مىكنند،و رها نمىكنند تا مردمان در اسلام آيند،و غرض [٢]آيت منع مسلمانان است از صحبت و مجالست ايشان و تحذير ازآنكه با ايشان مجالست كنند.آنگه گفت: وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ ؛و آنان كه ايشان زر و سيم گنج نهند.محمّد بن ابراهيم بن عرفه- كه او را نفطويه خوانند-گفت:زر را براى آن ذهب خوانند كه ذاهب باشد و مقيم نبود.و سيم را براى آن فضّه خوانند كه منفضّ شود و متفرّق.و علما خلاف كردند در معنى كنز؛عبد اللّه عمر گفت:هر مال كه آن را زكات بدهند آن كنز نباشد و اگرچه در زير زمين بود.و [٣]آنچه آن را زكات نداده باشند آن كنز [٤]باشد،و اگرچه بر بالاى زمين بود و اين روايت است از عبد اللّه عبّاس و ضحّاك و سدّى.و جابر عبد اللّه انصارى گفت:چون زكات مال بدهى گنج نباشد و آنچه شرّ او بود [٥]به زكات از او بسود.سعيد بن المسيّب گفت:مردى به نزديك عمر خطّاب آمد [٦]و گفت:ملكى بفروختهام بهاى آنچه كنم؟گفت:برو نگاهدار در زير بسترت در زير زمين كن.گفت:پس نه گنج باشد؟گفت:چون زكاتش داده باشى گنج نباشد.و از اميرالمؤمنين -عليه السّلام-روايت كردند كه:هر مال كه از چهار هزار درم بيفزايد آن گنج بود اگر زكاتش بدهى و اگر نه.ابو الجعد روايت كرد از ثوبان كه،رسول-صلّى اللّه عليه و آله-چون اين آيت فرود آمد گفت:
تبّا للذّهب [٧]تبّا للفضّة !اين حديث سهبار تكرار كرد.اصحاب رسول را-صلّى اللّه عليه و آله-سخت آمد،گفتند:يا رسول اللّه!ما كدام مال[٧٣-ر]بگيريم و سرمايه گيريم؟گفت:
لسانا ذاكرا و قلبا شاكرا و زوجة مؤمنة تعين احدكم على دينه ؛زفانى [٨]ذاكر و دلى شاكر و زنى مؤمنه كه يكى از شما را [٩]بر دينش يار بود.أبو ذرّ غفارى-رحمة اللّه عليه-
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٧٩.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٣] .مل+هر.
[٤] .بم:گنج.
[٥] .مل:شرا بوده.
[٦] .اساس+رضى اللّه عنه.
[٧] .مل+و.
[٨] .زفافى/زمانى.
[٩] .آو،آج،بم،مل:كه آن شما را.