روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٠ - ترجمه
كردند،روزى در مكّه غارتى بود عبّاس آواز برداشت گفت:وا صباحاه!هيچ [١]آبستن نبود كه آواز او بشنيد و الّا [٢]كودك بينداخت.عبّاس [٣]ندا كرد با رفع صوت:يا اهل بيعة الشّجرة!يا اصحاب سورة البقرة،الى اين تفرّون اذكروا العهد الّذي عاهدكم عليه رسول اللّه،گفت:يا اهل بيعة شجره و اى اصحاب سورة البقره كجا مىگريزى؟ [٦٤-ر]،[ياد كنى] [٤]آن عهد كه رسول خداى با شما كرد.و اين هزيمت در شب بود و رسول-عليه السّلام-در ميان وادى بود و مشركان از شعاب و جنبات و مضايق وادى كمين بگشاده بودند و به تيغ و نيزه و تير و عمود به دنبال مسلمانان در نهاده و مىزدند و مىكشتند و مىفگندند.رسول-عليه السّلام-در آن شب تاريك به نيمۀ روى بازنگريد چندانى نور از روى او بتافت كه همۀ وادى روشن شد،پنداشتى ماه برآمد در شب بدر و[به] [٥]آوازى بلند مسلمانان را گفت:
اين ما عاهدتم اللّه عليه ؛كجا شد آن عهد كه با خداى كردى [٦]!همه قوم را اين حديث بشنوانيد،هيچكس نبود كه آواز رسول بشنيد و او روى در هزيمت نهاده بود،الّا روى بازپس كرد و با دشمن در كارزار آمد [٧].
راوى خبر گويد:مردى مىآمد از هوازن بر شترى سرخ موى نشسته و رايتى سياه به دست گرفته بر سر نيزهاى دراز كرده در پيش قوم ايستاده،چون ظفرى يافتى از مسلمانى [٨]و فرصتى،به سر او در افتادى [٩]و بزدى [١٠]و بكشتى و بيفگندى،و چون فرصت نيافتى رايت بيفراشتى و جماعتى در دنبال او فتادندى و به قفاى هزيمتيان مىرفتندى،و او را اين بيت مىگفت:
انا ابو جرول لا براح
حتّى نبيح القوم او نباح
اميرالمؤمنين [١١]-عليه السّلام-آهنگ او كرد به دنبال او برسيد ضربتى زد او را بر
[١] .مل+زنى.
[٢] .مل:در حال.
[٣] .مل+چون رسول-عليه السّلام-فرموده بود.
[٥] [٤] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٦] .آو،آج،بم،لب+خداى تعالى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:ايستاد.
[٨] .آو،آج،بم:بر مسلمانان؛لب:از مسلمانان.
[٩] .آو،آج،بم،لب:در شدى.
[١٠] .آو،آج،بم+او را.
[١١] .آج،مل،لب+على.