روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٢ - ترجمه
زيد و باقر و صادق-عليهما السّلام-گفتند:روز عيد است،و او را براى آن حجّ اكبر خواندند كه مسلمانان و مشركان آن روز به حجّ حاضر بودند و پس از آن مشركان حجّ نكردند.و يحيى بن الجزّار گفت:اميرالمؤمنين على را ديدم روز عيد بر شترى سپيد نشسته به مصلّى مىرفت،مردى بيامد و لگام [١]شترش بگرفت[٥٥-پ]و گفت:روز حجّ اكبر كدام است؟گفت:اين روز كه تو در وىاى [٢]،دست بداشت [٣].عبد اللّه بن اوفى را پرسيدند از روز حجّ اكبر،گفت:سبحان اللّه!روز عيد باشد كه در او خون ريزند و موى سرباز كنند و حرام در او حلال شود،و دليل روشنتر در او آن است كه،اتّفاق است كه اميرالمؤمنين سورت برائت بر مشركان روز عيد خواند،و خداى تعالى گفت: وَ أَذٰانٌ ،اى [٤]اعلام مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النّٰاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ ،و اين اعلام در روز عيد بود.سفيان ثورى گفت:يوم الحجّ الاكبر،مراد به او ايّام حجّ است،نه يك روز،چنان كه گويند:يوم الجمل و يوم صفّين و يوم بعاث مراد حين و زمان و ايّام باشد.
و نيز خلاف كردند كه چرا اين روز را روز حجّ اكبر خواندند؛حسن بصرى گفت:براى آنكه مسلمانان و مشركان در اين روز حجّ كردند،و عبد اللّه بن نوفل بن الحارث گفت:روز حجّة الوداع بود كه مسلمانان و مشركان حاضر بودند[و عيدى بود جهودان و ترسايان را به آن سبب ايشان نيز حاضر بودند] [٥]و پيش از آن و پس از آن جمع نبود.
خلاف كردند در حجّ اكبر و حجّ اصغر،مجاهد گفت:حجّ اكبر حجّ قارن باشد،و حجّ اصغر حجّ مفرد.زهرى و شعبى و عطا گفتند:حجّ اكبر حجّ است و حجّ اصغر عمره است،و عمره را براى آن حجّ اصغر خواند[ند] [٦]كه عملش ناقص است از حجّ اكبر. أَنَّ اللّٰهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ يعنى اعلام كن ايشان را كه خداى بيزار است از مشركان و رسولش نيز،و خبر مبتدا حذف كرد از جملۀ دوم،براى آنكه مستغنى بود از او به ذكر آن در جمله اوّل،و التّقدير:و رسوله [٧]ايضا بريء،و اين
[١] .آج،لب،آن:لجام.
[٢] .آو،آن:وى؛آج:ويي.
[٣] .همه نسخه بدلها:دست بدار.
[٤] .آو،بم،آن+و.
[٥] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٦] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٧] .آج،مج،لب،آن:رسول.