روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٠ - ترجمه
وَ أُولُوا الْأَرْحٰامِ ؛و خداوندان رحمها،خويشيها [١]،بهرى از بهرى اولىتراند يعنى در باب ميراث هرچه نزديكتر باشند به متوفّى [٢]اولىتر باشند،چون جهت استحقاق ميراث قرابت است و مساس رحم.هرچه قرابت قريبتر باشد [٣]و رحم ماسّتر،مرد به ميراث اولىتر باشد.و اين آيت دليل است بر آنكه ميراث به قرابت باشد اگر عَصَبَه باشد و اگر نباشد و اگر تسميه باشد او را و اگر نباشد،براى آنكه تسميه را حكم نباشد با قرابت قريب،و آنان كه با ما موافقت كردند در توريث ذوى الارحام از فقها عصبه را استثنا كردند و ذو و السّهام،و ما اين استثنا نكرديم براى آنكه دليلى نيست موجب استثنا،و اين آيت ناسخ است حكم ميراث را به نصرت و هجرت چنان كه بيان كرديم در آيات [٤]اوّل و آنكه ايشان اعرابى را از مهاجر ميراث ندادندى.و آنان كه گفتند:ولايت در آيت اوّل،ولايت نصرت است[٥١-ر]دون ولايت ميراث،گفتند:هر دو آيت محكم است و آيت اوّل منسوخ نيست به اين آيت.
عبد اللّه زبير گفت:سبب نزول آيت آن بود كه در جاهليّت دو مرد با هم دوستى كردندى،با يكديگر شرط كردندى كه هركس را كه از ايشان وفات رسد [٥]صاحبش ميراث او برگيرد،خداى تعالى اين آيت بفرستاد و آن حكم باطل كرد. فِي كِتٰابِ اللّٰهِ ،زجّاج گفت:فى اللّوح المحفوظ،من قوله تعالى: مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لاٰ فِي أَنْفُسِكُمْ إِلاّٰ فِي كِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا [٦].
و قولى ديگر آن است كه: فِي كِتٰابِ اللّٰهِ ،اى في حكم اللّه،از حكمى كه خداى فرمود.
و قولى ديگر آن است كه: فِي كِتٰابِ اللّٰهِ اى فى القرآن؛در قرآن چنان كه در سورة النّساء شرح داد.و«اولو» [٧]از لفظ خود واحد ندارد،واحدش«ذو»باشد و در حال رفع به«واو»باشد و در حال نصب و جرّ به«يا».و قوله: فَأُولٰئِكَ ،اين«فا» براى آن آمد كه كلام متضمّن شرط و جزاست،كانّه قال:كلّ من كان كذلك فله هذا الحكم،كما يقول القائل:الّذى دخل داري فله درهم،لأنّ معناه:من دخل
[١] .آج،بم،آن:و خويشان.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:به ميراث.
[٣] .اساس:باشند؛به قياس نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٤] .آو،آج،بم،آن:در باب.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:باشد.
[٦] .سورۀ حديد(٥٧)آيۀ ٢٢.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج:اولو الارحام.