روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٩ - ترجمه
قوله تعالى: مٰا كٰانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرىٰ -الآية.عبد اللّه مسعود گفت:سبب نزول آيت آن بود كه،چون روز بدر اسيران بدر را آوردند،رسول در حقّ ايشان با صحابه مشورت كرد،گفت:چه گوييد [١]در باب اين اسيران؟ ابو بكر گفت:يا رسول اللّه!قومك؛قوم تواند و خويشان تواند،استبقاء بايد كردن اينان را و رها كردن،باشد كه خداى لطف كند با اينان تا ايمان آرند،از ايشان فديه بستان و اينان را رها كن و آنچه بستانى،به ساز و عدّت كارزارى ديگر كن،كه باشد كه تو را بود با دشمنان.
عمر گفت:يا رسول اللّه!اينان كافرانند و آنان [٢]كه تو را تكذيب كردند و از خانۀ خودت بيرون كردند،اينان را رحمت نبايد كردن و ببايد كشتن،و عقيل را به دست على بازده تا او را بكشد و فلان را به دست من بازده-مردى بود از خويشان او-تا گردنش بزنم.
عبد اللّه رواحه گفت:راى من آن است كه،بفرماى تا اينان جمله را در وادى جمع كنند و خار و هيزم بسيار گرد ايشان در آرى [٣]و آتش دراندازى و همه را بسوزى.
عبّاس گفت:قطع رحم خواهد كردن.پس رسول-عليه السّلام-هيچ جواب نداد و برخاست و در حجره شد،مردمان هركسى چيزى بگفتند [٤].يكى گفت:راى ابو بكر گيرد،و يكى گفت:با راى عمر شود،و يكى گفت:با راى عبد اللّه رواحه كار كند.
رسول-عليه السّلام-بيرون آمد،و گفت:خداى تعالى بعضى دلهاى مردمان نرم كند تا از شير نرمتر باشد،و دلهاى بعضى سخت كند تا از سنگ سختتر باشد.
آنگه روى به اسيران كرد،و گفت:امروز كار شما از دو بيرون نيست:يا اسلام آريد،يا گردن بزنند شما را،يا فديه كنيد خود را.عبد اللّه مسعود گفت:الّا سهيل بن بيضاء را،كه من از او كلمۀ اسلام شنيدم.رسول-عليه السّلام-هيچ نگفت.عبد اللّه گفت:من بترسيدم سخت تا گمان بردم كه سنگ از آسمان به من فرود آيد تا چرا
[١] .اساس+كه؛به قياس نسخۀ آو و اتّفاق نسخهها حذف گرديد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:آنانند.
[٣] .آو،آج،بم،لب،آن:جمع كنى.
[٤] .آو،آج،بم،لب،آن:مىگفتند.