روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٣ - ترجمه
معنى معرفت است،قال الشّاعر:
فانّ اللّه يعلمني و وهبا
و انّا سوف يلقاه كلانا
و براى آن گفتيم كه«علم»به معنى معرفت است كه متعدّى است به يك مفعول. وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ [«ما»،جزاى است و آنچه هزينه كنى از چيزى،يعنى از مالى.و چيز آنجا مال است. فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ] [١]؛در راه خداى تعالى. يُوَفَّ إِلَيْكُمْ ؛ثواب آن تمام به شما دهند و هيچ ظلمى و نقصانى نكنند شما را.
قوله: وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا ،گفت:و اگر چنان باشد كه اين ناقضان عهد از بنى قريظه و جز ايشان ميل كنند با صلح،تو نيز ميل با صلح كن.و سلم و سلم،لغت است،و سلم هم لغت است در او،و كسر،قرائت ابو بكر عن عاصم است،و فتح قرائت باقى قرّاء است،و به فتح«سين»و«لام»هيچ مقرى نخواند، جز كه لغت است و معنى هر سه مسالمه و مصالحه باشد.براى اين تأنيث كرد آن را، و گفت: فَاجْنَحْ لَهٰا ،قال الشّاعر في السّلم بمعنى المصالحة:
أ نائل انّني سلم
لاهلك فاقبلي سلمي
اى صلحي،و سلم؛سلف باشد،و سلام؛استسلام باشد.و سلم،درختى است در بادية،الواحده سلمه.و الجنوح،الميل،يقال:جنح اليه يجنح جنوحا،و منه:
الجناح،اى الميل الى الإثم.و منه،الجناح.كجناح الطّائر،لأنّه يميل به الى جانب.و در آيت دليل نيست بر آنكه چون كفّار صلح كنند رسول را يا امام را واجب است اجابت كردن،بل روا بود كه مصلحت در خلاف صلح باشد.و بر اين قول امر حمل نبايد كردن بر وجوب؛و اگرچه ظاهر اوامر قرآن حمل بايد كردن بر وجوب.از اين قاعده عدول بايد كردن به دليل،و آن اجماع اهل البيت است،يا بايد گفتن كه:آيت مخصوص است به بنى قريظه،و اين حكم مطرّد نيست اعني وجوب صلح در همه طالبان [٢]صلح؛بل ما [٣]راه النّبىّ و الامام المعصوم.و بعضى مفسّران گفتند:آيت منسوخ است بقوله: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ [٤]... ،و درست آن است كه منسوخ نيست،براى آنكه آن آيت در حقّ مشركان است،و اين آيت در
[١] .اساس:ندارد؛از آو،افزوده شد.
[٢] .اساس:ظالمان؛به قياس نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٣] .آو،آج،بم:على؛مل،مج:على ما.
[٤] .قرآن مجيد: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ ،سورۀ توبه(٩)آيۀ ٥.