روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٩ - ترجمه
هم يضربون حبيك البيض اذ لحقوا
لا ينكصون اذا ما استلحموا و حموا
إِنِّي أَرىٰ مٰا لاٰ تَرَوْنَ
،حسن بصرى گفت:جبريل را ديد [١]پياده در پيش شتر رسول ايستاده و عنان او به دست گرفته،ابليس او را بشناخت از او بترسيد و بگريخت.
خلاف كردند در ظهور شيطان تا ايشان او را بديدند؛ابو على گفت و جماعتى گفتند از متكلّمان كه:خداى تعالى صورت او بگردانيد به معجزۀ حضرت رسول -عليه السّلام-و تشديد تكليف بر مكلّفان و سبب خذلان كافران و نصرت مؤمنان،و اين وجهى درست است،و صحّت اين،قول باقر و صادق [٢]است-كه از پيش برفت.
ابو القاسم بلخى و جماعتى دگر گفتند:به ظهور نبود؛به وسوسه بود؛و قول اوّل در اخبار ظاهرتر است،و بعضى انصار در مفاخرت اين روز مىگفت:
و شفير [٣]بدر اذ نردّ وجوههم
جبريل تحت لوائنا و محمّد
قتاده گفت و محمّد بن اسحاق،ابليس چون گفت: إِنِّي أَرىٰ مٰا لاٰ تَرَوْنَ ،راست گفت كه او فريشتگان را مىديد،و اين كه گفت: إِنِّي أَخٰافُ اللّٰهَ [٤]؛از خداى مىترسم دروغ گفت:و لكن به آن گريخت كه دانست كه او قوّت ايشان ندارد و عادت او خود اين است كه اصحاب خود را به مهلك رساند و او برگردد و از ايشان [٥]تبرّا كند.عطا گفت،معنى آن است كه گفت:من مىترسم كه خداى مرا هلاك كند در اين ميانه با شما.كلبى گفت،معنى آن بود كه گفت:من جبريل را مىبينم و از او آن دانم كه شما ندانيد،از او مىترسم،ترس رسول خداى را ترس خداى خواند.بعضى دگر گفتند: إِنِّي أَخٰافُ اللّٰهَ [٦]،معنى آن است كه:من صدق وعد خداى دانم،و المعنى: إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ [٧].و بعضى دگر گفتند: إِنِّي أَخٰافُ عَلَيْكُمْ [٨]... ؛من از خداى مىترسم بر شما.[اگر تعسّف اين اقوال براى آن است تا دروغى به ابليس حواله نباشد،دروغ از ابليس مستبعد نيست،گفتند:نبينى
[١] .آج،مل،لب،آن:ديدم.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آن+عليهما السّلام.
[٣] .اساس:و سر؛به قياس با چاپ مرحوم شعرانى تصحيح شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+ربّ العالمين.
[٥] .آج:شما؛آن:از او نيز.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مج+عليكم.
[٧] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٩٦.
[٨] .سورۀ هود(١١)آيۀ ٢٦.