روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٥ - ترجمه
ايشان را مغفرت و آمرزش باشد و مزدى عظيم بزرگوار [١]از ثواب ابد [٢].
آنگه احوال كافران گفت،كه اين كفر كه ايشان در آنند در چشم ايشان نيكوست.گفت آن را كه بيارايند بر چشم او عمل بد او يعنى نفس ايشان و هوا و شهوت ايشان،عمل ايشان بر چشم ايشان مزيّن كند [٣]تا زشت نيكو بيند [٤]به تلبيس بر خويشتن از قلّت فهم و تفكّر.آنگه در جواب استفهام خلاف كردند:بعضى گفتند، محذوف است و تقدير آنكه:يتحسّر عليه،او برآن حسرت خورد.و گفتند محذوف اين است:كمن ليس كذلك و كمن يرى الحسن حسنا و القبيح قبيحا و عمل على ما علم.و اين براى آن گفتند كه در جملهاى كه از پس او مىآيد با«فا»من قوله:
فَإِنَّ اللّٰهَ يُضِلُّ مَنْ يَشٰاءُ ،ضميرى هست عايد با جملۀ اوّل.پس گفتند:اين اضمار واجب است و اين خود جملهاى است مستأنف [٥].و بعضى گفتند: فَإِنَّ اللّٰهَ يُضِلُّ مَنْ يَشٰاءُ ،جواب استفهام است و در موقع جواب افتاد،و تقدير آنكه آنكس كه عمل بد مزيّن باشد به نزديك او خداى تعالى اضلال كند او را يعنى عذاب كند او را يا به معنى خذلان و تخليه يا به معنى تسميه و حكم.و قوله: مَنْ يَشٰاءُ ،آن را كه خواهد به همه حال جز او را نخواهد [٦]،چه سزاى او آن است،و در پيش ذكر او رفته است. وَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ [٣٧-ر]و آن را كه خواهد هدايت دهد [٧]از الطاف و تمكين و توفيق و تيسير.و آنكه اين وجه گفت [٨]،ضمير عايد تقدير كرد گفت:تقدير آن است كه:
فانّ اللّه يضلّ من يشاء منهم،كقولهم:السّمن منوان بدرهم،التقدير:منه بدرهم.
نبايد تا نفس تو و جان عزيز تو در سر كار ايشان شود به حسرت بر ايشان.و قوله:
حَسَرٰاتٍ ،نصب بر تمييز [٩]است.و حسرت شدّت حزن باشد بر فايت.و ابو جعفر خواند: فَلاٰ تَذْهَبْ نَفْسُكَ ،بر فعل متعدّى من الإذهاب و«نفسك»منصوب براى آنكه مفعول به باشد.معنى آنكه:تو اى محمّد!جان خود ضايع مكن در غم و
[١] -آج،لب:و بزرگوار.
[٢] -دا،آج،لب:آيد.
[٣] -دا:كنند.
[٤] -دا،آج،لب:بينند.
[٥] -دا:و اين خود جملهاى مستأنف است.
[٦] -آج،لب:جزاى او را بخواهد.
[٧] -آج،لب:كند.
[٨] -آج،لب:گفت،گفت.
[٩] -دا،آج،لب:تميز.