روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧ - ترجمه
بود.زين العابدين على بن الحسين-عليهما السّلام-گفت:امّ شريك بنت جابر الاسديّه بود.و اين قول مقاتل و ضحّاك است.عروة بن الزبير گفت:خوله بنت حكيم بود من بنى سليم.
قَدْ عَلِمْنٰا مٰا فَرَضْنٰا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوٰاجِهِمْ ،گفت:ما دانيم آنچه فريضه كردهايم برايشان،يعنى بر مردان در باب زنانشان.مجاهد گفت:مراد آن است كه چهار شايد و بيش از چهار[٣-پ]نشايد.قتاده گفت:آنكه [١]نكاح نكنند الّا به ولىّ و گواه و صداق.بعضى دگر گفتند:آنچه لازم باشد ايشان را از نفقه و كسوت و جز آن.و آنچه قتاده گفت از ولىّ و گواه،به نزديك شافعى شرط است در انعقاد عقد،و به نزديك ما شرط نيست،و نيز نزديك ابو حنيفه،و اگر باشد بهتر بود.
وَ مٰا مَلَكَتْ أَيْمٰانُهُمْ ،و آنچه دست ايشان مالك بود آن را از پرستاران.و«ما» در محلّ جرّ است،بكونه معطوفا على مجرور،اى،فى ازواجهم و فى،ما ملكت ايمانهم. لِكَيْلاٰ يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ .اين«لام»تعلّق دارد به اوّل آيت،انّا احللنا لك ازواجك،الى قوله:خالصة لك من دون المؤمنين.و معنى آنكه:ما اين زنان كه [٢]حلال كرديم از زنان مهيره و پرستاران ملك [٣]يمين از غنيمت آورده،و زنى مؤمن كه خويشتن را [٤]به تو دهد،اينهمه براى آن كرديم تا بر تو حرجى و تنگى [٥]نباشد در نكاح ايشان. وَ كٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِيماً ،و خداى آمرزنده و بخشاينده بوده است [٦].
تُرْجِي مَنْ تَشٰاءُ مِنْهُنَّ -الآية،اى،تؤخّر.و الارجاء،التأخير و منه الارجاء، خلاف الوعيد و المرجئة،القائلون بالارجاء.ابن كثير و ابو عمرو و ابن عامر و أبو بكر عن عاصم،به همزه خواندند،من ارجأت الامر اذا اخّرته.و باقى قرّا به تخفيف همزه، من ارجيت.
مفسّران در معنى آيه خلاف كردند،ابن زيد و ابو رزين [٧]گفتند:آيت آنگه آمد كه بعضى زنان رسول بر يكديگر رشك بردند و هركسى تحكّمى كردند و
[١] -دا:آنچه.
[٢] -دا،آج،لب،افزوده:تو را.
[٣] -دا:ملكت.
[٤] -دا:ندارد.
[٥] -دا:تنگيى.
[٦] -آب،آج،لب:بخشاينده است.
[٧] -لب:زرين.