روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤ - ترجمه
قدر دستگاه مرد باشد از درويشى و توانگرى [١].فى قوله:... وَ مَتِّعُوهُنَّ [٢]عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ ... [٣]
عبد اللّه عبّاس گفت:آيت [٤]مخصوص است به آنان كه ايشان را مهرى مسمّى نكرده باشند،امّا آنان را كه مهرى مسمّى كرده باشند ايشان را نيمۀ مهر لازم بود، لقوله تعالى: وَ إِنْ [٥]طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مٰا فَرَضْتُمْ ... [٦]و اين موافق مذهب ماست.
سعيد بن المسيّب گفت و جماعتى:كه هر دو را بر جمع نيمۀ مهر واجب باشد و متعه مستحبّ،چون دو شخص مختلف يكى مدخول بها و يكى غير مدخول بها، چنان كه شرح آن در سورة البقرة رفته است [٧].
و قتاده گفت:آيت منسوخ است به آيت نيمۀ مهر كه گفتيم،من قوله: فَنِصْفُ مٰا فَرَضْتُمْ و درست آن است كه آيت هر دو محكم[٢-پ]است و منسوخ نيست، براى آنكه ميان ايشان تنافى نيست جمع توان كردن هر دو را [٨]،چه در حكم [٩]مختلف است. وَ سَرِّحُوهُنَّ سَرٰاحاً جَمِيلاً ،و دست از ايشان بدارى و رها كنى ايشان را رها كردنى نيكو.
بعضى مفسّران گفتند:«سراح جميل»آن باشد كه بيرون از نيمۀ مهر متعه دهد ايشان را بر سبيل استحباب.و در آيت دليل است بر آنكه طلاق پيش از نكاح درست نباشد،خلافا لفقهاء الكوفة،فى قوله:نكحتم ثمّ طلّقتم،و«ثمّ»مهله [١٠]و تراخى را باشد.
[١] -دا:تونگرى.
[٢] -اساس،آب،دا،آج،لب:فمتّعوهن،با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[٣] -سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٦.
[٤] -دا،آج،لب:اين آيت.
[٥] -اساس،آب،آج،لب:فان،كه با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد.
[٦] -سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٧.
[٧] -دا،آج،لب،جملۀ«چون دو شخص...»تا«رفته است»را چند سطر پايينتر،قبل از آيۀ«و سرّحوهن...» آوردهاند.
[٨] -دا:ميان هر دو.
[٩] -آج،لب:دو حكم.
[١٠] -دا:مهلت.