روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٨ - ترجمه
موت على الفعل المجهول.و باقى قرّا،قضى عليها الموت،بر فعل مستقيم و نصب موت.
از عبد اللّه عبّاس روايت كردند كه او گفت كه:آدمى را نفسى باشد و روحى.
نفس آن است كه قوام عقل و تميز با آن باشد،چون مرد بخسبد،قبض آن نفس كنند و[١١٥-ر]روح آن است كه قوام حيات به آن باشد،چون مرد بميرد آن باطل شود.و بر اين قول،تأويل نفس بر عقل شايد گرفتن.
و ابو هريره روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-گفت:چون يكى از شما خواهد بخسبد [١]،بايد تا بر دست راست خسبد و بگويد:
اللّهم باسمك وضعت جنبي و بك ارفعه ان امسكت نفسي فاغفر لها و ان ارسلتها فاحفظها بما تحفظ به عبادك الصّالحين.
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ شُفَعٰاءَ ،گفتند:«ام»،به معنى بل است.گفتند:بل بگرفتند اين كافران بدون خداى شفاعتكنندگانى از بتان.و ذلك قوله: ...شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ [٢]...، قُلْ اى محمّد [٣]: أَ وَ لَوْ كٰانُوا لاٰ يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَ لاٰ يَعْقِلُونَ ،و اگرچه ايشان مالك نباشند چيزى را از شفاعت،و عقل ندارند تا عبارت شما بدانند ايشان را.و جواب لو [٤]محذوف است،و التّقدير:لكان لهم الشّفاعة مع هذه الآيات،يعنى، اگرچه چنيناند ايشان را شفاعت باشد بر سبيل تقريع و انكار و ملامت.
قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً ،بگو اى محمد كه:شفاعت همه خداى راست تا هركه شفاعت كند جز به فرمان او نتواند كردن. لَهُ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،ملك آسمان و زمين او راست، ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ،پس شما را با پيش او برند.
وَ إِذٰا ذُكِرَ اللّٰهُ وَحْدَهُ ،گفت:چون [٥]نام يك خداى برند پيش اين كافران، دل آنان كه به قيامت ايمان ندارند تنگ شود و منقبض.اين قول عبد اللّه عبّاس و مقاتل است.قتاده گفت:كافر شود و مستكبر.ضحّاك گفت:نافر شود.كسائى گفت:به خشم آيد.و اصل كلمت«نفور»و«ازورار»بود،قال عمرو بن كلثوم:
[١] -آج،لب:خسپد.
[٢] -سورۀ يونس(١٠)آيۀ ١٨.
[٣] -آج،لب:بگوى اى محمّد.
[٤] -اساس:او،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٥] -آج،لب:چند.