روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١١ - ترجمه
أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذٰابِ ،[گفت:آن را كه كلمۀ عذاب] [١]بر او واجب شد،جواب او محذوف است اتّكالا على ما قام مقامه،من قوله: أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النّٰارِ ،و تقدير آنكه:[أ فمن حقّ عليه كلمة العذاب،فانّ العذاب يصل اليه،آنگه گفت چون عذاب به او رسد] [٢]تو او را در عذاب نتوانى رهانيدن.
لٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ :آنگه گفت: لٰكِنِ الَّذِينَ ،آنان كه از خداى بترسند، لَهُمْ غُرَفٌ ،ايشان را غرفههايى [٣]باشد از بالاى آن غرفههايى [٤]بنا كرده.
ابو سعيد خدرى روايت كرد كه:رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:اهل بهشت برنگرند از بالاى خود غرفهها بينند كه اهل آن غرفهها ازآنجا همچنان [٥]مىدرفشند كه ستارۀ [٦]آسمان و ميان ايشان بعد و تفاوت مشرق تا مغرب [٧]باشد.ما گفتيم:يا رسول اللّه!آن منازل انبيا باشد كه كس به درجۀ ايشان نرسد.گفت:لا بل،مؤمنانى باشند كه به خداى و رسول او ايمان دارند. تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ،در زير اين [٨][١٠٨-پ]غرفهها جويهاى آب مىرود. وَعْدَ اللّٰهِ ،نصب او بر مصدر است، و التّقدير:وعد اللّه وعدا.آنگه فعل بيفگند و مصدر [٩]اضافت كرد با فاعل. لاٰ يُخْلِفُ اللّٰهُ الْمِيعٰادَ ،خداى تعالى خلف وعده نكند.
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً ،گفت:نبينى كه خداى تعالى فروفرستاد از آسمان آبى، فَسَلَكَهُ يَنٰابِيعَ فِي الْأَرْضِ ،آن را در چشمههاى زمين برد؟و «سلك»،هم لازم باشد هم متعدّى،و اين جا متعدّى است.و واحد«ينابيع»،ينبوع بود.ضحّاك و شعبى گفتند:هر آب [١٠]كه در زمين [١١]هست از آسمان [١٢]است، خداى تعالى از آسمان بفرستد به صخره،ازآنجا [١٣]قسمت كند [١٤]به چشمهها و چاهها و كاريزها شود، ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ ،پس برون [١٥]آرد به آن آب، زَرْعاً ،كشتى كه
[٢] [١] -اساس و آب افتادگى دارد،از دا،افزوده شد.
[٤] [٣] -آج،لب:عرفهها.
[٥] -آج،لب:چنان.
[٦] -دا:ستاره از.
[٧] -دا:تا به مغرب.
[٨] -دا،آج،لب:آن.
[٩] -دا،آج،لب:مصدر را.
[١٠] -آج،لب:آبى.
[١١] -آج،لب:در رفتن.
[١٢] -دا:همه از آسمان.
[١٣] -آج،لب:اين جا.
[١٤] -آج،لب:كنند.
[١٥] -دا،آج،لب:بيرون.