روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٧ - ترجمه
است كه اين [١]چنين مىگويد،گفت:چون [٢]دگرباره بگويد [٣]،تو بگوى كه من نيز تو را دوست دارم،چه بايد كردن؟[چون مؤذّن بيامد و بر عادت هم آن سخن گفت، كنيزك گفت:من نيز تو را دوست دارم،چه بايد كردن؟] [٤]مؤذّن گفت:اصبر و تصبرين الى يوم، يُوَفَّى الصّٰابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسٰابٍ .او بيامد و اميرالمؤمنين را خبر داد.اميرالمؤمنين -عليه السّلام-در حال كس فرستاد و آن مرد را حاضر كرد [٥]، كنيزك را آزاد كرد و به او داد به نكاح.
انس مالك روايت كرد [٦]از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:فردا [٧]قيامت ترازوى عدل بياويزند اهل نماز را بيارند و مزد ايشان به ترازو بدهند و اهل روزه را بيارند و مزد ايشان به ترازو بدهند و همچنين اهل صدقه را و اهل حج را،آنگه اهل بلا را بيارند و بن ترازو بدارند [٨]و ديوانى برنهافلاجند [٩]،بل مزد و ثواب بر ايشان ريزند،ريختنى بىحساب [١٠]،آنگه اين آيت بر خواند: ...إِنَّمٰا يُوَفَّى الصّٰابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسٰابٍ ،تا اهل عرصات از اهل عافيت تمنّا كنند كه كاشك تا گوشت ايشان به ناخن پراه [١١]گرفته بودندى از آن فضل كه اهل بلا را بود.
اصبغ نباته گفت:با اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-در عيادت حسن على شديم [١٢]از رنجى كه او را بود.اميرالمؤمنين -عليه السّلام-گفت:
كيف اصبحت يا ابن رسول اللّه [١٣]؟ گفت:
اصبحت بنعمة اللّه [١٤]. گفت:چنين باشد-انشاءاللّه.
[١] -دا:تا اين چنين.
[٢] -دا،آج،لب:ديگر.
[٣] -دا:تو را اين گويد.
[٤] -اساس،آب،دا،ندارد،از آج،آورده شد.
[٥] -دا:حاضر كردند و.
[٦] -دا:كند.
[٧] -دا،آج،لب:فرداى.
[٨] -دا:ايشان را ترازوى بر ندارند،آج،لب:و بن ترازو براندازند.
[٩] -دا:بر نه از جندان،آج،لب:برنهافلاخند.
[١٠] -دا:كه آن را حساب و شمار نباشد.
[١١] -دا:به بلا و محنت بر،آج،لب:ناخنبره،ناخن پراه/ناخن پيراه.
[١٢] -دا:به عيادت امام حسن.
[١٣] -دا،آج،لب،معنى كرده:چگونه در روز آمدى اى پسر پيغامبر خداى.
[١٤] -دا،افزوده:بارئا،در روز آمدم به نعمت خداى بهتر،آج،لب:بارقا،در روز آمدم به نعمت خداى بهتر.