روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٧ - ترجمه
شما،او راست پادشاهى،نيست خداى مگر او كجا [١]مىگردانند شما را؟ اگر كافر شوى خداى بىنياز است از شما و نپسندد بندگانش [٢]كفر و اگر شكر كنى بپسندد شما را و بر نگيرد [٣]بردارندهاى بار [٤]ديگرى، پس با خدايتان بازگشت شما،خبر دهد [٥]شما را به آنچه كرده باشى [٦]،او داناست بر سينهها [٧].
[١٠٣-پ] چون برسد [٨]آدمى [٩]را رنجى،بخواند خدايش را بازشونده [١٠]با او،چون بدهد او را نعمتى از او فراموش كند آنچه مىخواند با او از پيش و كند خداى را همتايان تا گمراه كند از ره او.بگو برخور به كفرت اندكى كه تو از اهل دوزخى.
يا كيست آنكه ايستاده باشد [١١]به اوقات [١٢]شب سجدهكننده و ايستاده،ترسد از آخرت و اميد دارد به رحمت خدايش،بگو راست باشند [١٣]آنان كه دانند و آنان كه ندانند،انديشه كنند خداوندان عقلها [١٤]؟ بگو اى بندگان من
[١] -دا:چگونه.
[٢] -دا:بندگان خود را.
[٣] -دا:بر ندارد.
[٤] -دا:گناه.
[٥] -دا:بياگاهاند.
[٦] -دا:بودى مىكردى.
[٧] -دا:كه او داناست بدانچه در سينههاست.
[٨] -دا:بپسايد.
[٩] -دا:مردمها را.
[١٠] -آج،لب:بازگردنده.
[١١] -دا:يا آنكه او ايستاده است.
[١٢] -دا:ساعتهاى.
[١٣] -دا:برابر بود با.
[١٤] -دا:خردها.