روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
براى او باد را [١].مىرفت به فرمان او نرم آنجا كه برسيد.
و ديوان را هر بنّائى و دريا [٢]روى.
و ديگران،بند برنهاده در بندها.
اين عطاى ماست،بده يا بازگير بىشمار.
و او را نزديك ما نزديكى بود و نيكو بازگشتن.
ياد كن بندۀ ما را ايّوب را چون ندا كرد خداى را كه به من برسانيد مرا [٣]ديو [٤]به رنجى و عذابى.
در زمين زن پايت،اين غسل- گاهى است سرد و آبى خوردنى [٥].
و بداديم او را اهلش و مانند ايشان با ايشان به رحمت از ما و ياد كردى براى خداوندان عقلها.
و بگير به دستت دستهاى [٦]،بزن به او و بزهكار مشو،ما يافتيم او را صبركننده،نيك بندۀ بود او و توبهكار.
و ياد كن بندگان ما را ابراهيم [٧]را و اسحاق را و يعقوب را،خداوندان دستها و چشمها.
ما برگزيديم ايشان را به خالص بكردن ياد كرد سراى.
و ايشان نزديك ما از گزيدگان و بهتراناند.
و ياد كن اسماعيل را
[١] -دا:او را باد.
[٢] -دا:در دريا.
[٣] -دا:بپسود مرا.
[٤] -آب:ديوان.
[٥] -دا:آسان گذر.
[٦] -دا:دستۀ كاه.
[٧] -اساس،دا:ابرهيم.