روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٢ - ترجمه
قوله: ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ ،مفسّران خلاف كردند در معنى اين كلمت، نافع الازرق،عبد اللّه عبّاس را پرسيد كه:ص،چه باشد؟گفت:نام درياى است كه در مكّه بود و عرش خداى-جلّ جلاله-بر او بود،در آنگه كه نه شب بود و نه روز،و ذلك قوله: ...وَ كٰانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمٰاءِ ... [١]سعيد جبير گفت:نام درياى است كه خداى تعالى خلقان را به آن زنده كند بين النّفختين.ضحّاك گفت:
اشارت است به صدق اللّه.مجاهد گفت:فاتحۀ سورت است.قتاده گفت:از نامهاى قرآن است.سدّى گفت:قسمى است كه خداى تعالى كرد به او سوگندى و او نامى است از نامهاى خداى-جلّ جلاله.
محمّد بن كعب گفت:فاتحۀ نامهاى است خداى [٢]را كه اوّل آن«صاد»بود، چون«صمد»و«صانع»و«صادق».و گفتند:نام سورتى است.و گفتند:اشارت است به صدود و اعراض كافران از قرآن.جمله قرّا،«صاد»خواندند به اسكان «دال»[٨٨-پ].و در شاذّ حسن بصرى و ابن ابى اسحاق خواندند:«صاد»به كسر دال،امر من المصاداة،و هى المعارضة،يعنى،معارضه كن قرآن را به عملت و اوامر و نواهى او كار بند.عيسى بن عمر خواند:«صاد»به فتح دال حرّكها الى اخفّ الحركات عند التقاء السّاكنين.و گفتند:نصب است بر اغرا.
اهل اشارت گفتند:فعل ماضى است،اى صاد محمّد قلوب العارفين بالقرآن، محمّد صيد كرد دلها [٣]خداى شناسان به قرآن.
وَ الْقُرْآنِ ،«واو»قسم است، ذِي الذِّكْرِ ،عبد اللّه عبّاس و مقاتل گفتند:ذى البيان،خداوند بيان.ضحّاك گفت:ذى الذكر،اى ذى الشّرف،بيانه قوله: وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ ... [٤]و گفتند:در او ذكر خداست-جلّ جلاله-نحويّا [٥]در جواب قسم خلاف كردند،بعضى گفتند:محذوف است و تقدير آن است كه،لقد جاء الحقّ و ظهر.و گفتند:حذف بليغتر است اين جا از ذكر،براى آنكه ذكر مقصور بوده است بر يك چيز و حذف را صرف توان كردن با هر كارى مفخّم معظّم.
[١] -سورۀ هود(١١)آيۀ ٧.
[٢] -آج،لب:نامهاى خداى است.
[٣] -دا،آج،لب:دلهاى.
[٤] -سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٤٤.
[٥] -دا،آج،لب:نحويّان.