روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٧ - ترجمه
اصحاب رسول است،و بعضى گفتند:كلام خداست.
وَ يَقُولُونَ مَتىٰ هٰذَا الْوَعْدُ ،آنگه حكايت كرد از گفتار منكران بعث و گفت، مىگويند اين كافران كه:كى خواهد بودن اين وعدۀ قيام ساعه [١]اگر شما كه مسلمانانى در اين وعده راست گويى.
آنگه به جواب ايشان گفت: مٰا يَنْظُرُونَ [٢]،ايشان انتظار نمىكنند [٣]الّا يك آواز را،و آن دميدن اسرافيل بود در صور. تَأْخُذُهُمْ ،بگيرد ايشان را آن صيحه ناگاه. وَ هُمْ «واو»حال راست. يَخِصِّمُونَ ،و ايشان خصومت مىكنند با يكديگر.و قرّا در اين كلمه خلاف كردند:ابو جعفر و نافع نيز به روايت ورش خواندند به«خا»ى ساكن و«صاد»مشدّد،و اين قرائت پسنديده نيست،براى آنكه جمع ساكنين است، لا على حدّه.و ابو عمرو به اختلاس حركت«خا»خواند،و ابن عامر و عاصم و كسائى به فتح«يا»و كسر«خا»و تشديد«صاد»،و حمزه به فتح«يا»و اسكان«خا» و تخفيف«صاد»من بناء الثّلاثى.
و بر قرائت آنكه«صاد»مشدّد خواندند [٤]،اصل او«يختصمون»بوده است «تا»را قلب كردند با«صاد»،پس ازآنكه ساكن كردند،و آنگه در«صاد»ادغام كردند.و آنكه«خا»ساكن خواند براى آنكه او در اصل ساكن بوده است.و آنكه مفتوح خواند نقل كرد حركت«تا»با او.و آنكه مكسور [٥]خواند،اتبع الكسرة الكسرة،كما قالوا:يهدّى.
و در خصومت ايشان دو قول گفتند:يكى آنكه معنى آن است كه نفخ صور و صيحۀ او ناگاه به ايشان آيد چنان كه ايشان در ميان معاملات و خصومات باشند.و قول ديگر آنكه:صيحة اوّل به ايشان آيد،و ايشان در نفخ دوّم خلاف مىكنند و خصومت مىكنند.و قول اوّل معتمدتر است از دو وجه را [٦]:
يكى لقوله: فَلاٰ يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً ،گفت:نتوانند تا وصيّت كنند.و اين معنى آن است كه ايشان را ناگاه گيرند و با وصايت نگذارند.دگر آنكه آن حالت الجا
[١] -دا،آج،لب:ساعت.
[٢] -دا،آج،لب،افزوده:اى ما ينتظرون.
[٣] -آج،لب:نمىكشند.
[٤] -دا:خواند،آج،لب:خوانده.
[٥] -اساس:مسكون،به قياس،با نسخۀ دا،تصحيح شد.
[٦] -دا:از دو وجه.