روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٥ - ترجمه
و وجه ديگر آنكه گفت: مِنْ عِبٰادِنٰا ،از بندگان ما،و بندگان بر دو ضرباند:
يكى بندگان خلقت و يكى از روى خدمت،و به قرينۀ«اصطفينا»مراد بندگان خدمت باشند،و آنان را كه خداى تعالى بر بندگى ايشان گوايى دهد،ايشان معصومان باشند.چنان كه حقتعالى گفت: إِنَّ عِبٰادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطٰانٌ... [١]و قوله: إِلاّٰ عِبٰادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ [٢].و قوله: عَيْناً يَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ... [٣]
وجه ديگر آن است كه آيت در حقّ كسانى است كه خداى تعالى ايشان را به بهشت گواهى [٤]داد و جملۀ [٥]امّت بلا خلاف بر اين صفت نيستند،چه خبر دادن نا معصوم [٦]را كه او از اهل بهشت است اغرا به قبيح باشد.و از خداى تعالى قبيح باشد -تعالى علوّا كبيرا.
وجه ديگر آنكه وارث كتاب آن باشد كه عالم باشد به احكام كتاب تا بر منبر بتواند گفتن:
و اللّه لو سألتمونى لأخبرتكم [٧]بما فى كتاب اللّه و بيّنت لكم مكّيّة من مدنيّة [٨]و محكمة من متشابهة [٩]و ناسخة من منسوخة [١٠]و خاصّة من عامّة [١١]فى حديث طويل. اما اعتراض مخالف بر اين قول [١٢]بقوله تعالى: ...فَمِنْهُمْ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ و اين لايق نباشد به معصومان.جواب از اين آن است كه مراد به اين ظلم [١٣]لغوى است كه نقصان باشد نحو قوله: ...وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً... [١٤]،در صفت بستانى و معنى آنكه ايشان اخلال كرده باشند به مندوباتى كه اگر بكردندى مستحقّ ثواب بودندى برآن،چون نكردندى نقصان ثواب خود كردند.و بر اين تأويل كرد لفظ ظلم در حق
[١] -سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٤٢.
[٢] -سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٨٣.
[٣] -سورۀ دهر(٧٦)آيۀ ٦.
[٤] -دا:گوايى.
[٥] -دا:و اگر جملۀ.
[٦] -آج،لب:تا معصوم.
[٧] -دا:لاخبركم.
[٨] -آج،لب:مكيّها من مدنيّها.
[٩] -آج،لب:محكمها من متشابها.
[١٠] -دا:ناسخه من منسوخه،آج،لب:ناسخها من منسوخها.
[١١] -دا:خاصّه من عامّه،آج،لب:خاصّها من عامّها.
[١٢] -دا:قول است.
[١٣] -دا:به اين ظلم،ظلم،آج،لب:از اين ظلم.
[١٤] -سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٣٣.