روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٥ - ترجمه
كه مرده منتفع و متّعظ نشود به آنچه نشنود [١]،همچنين اين كافران مصر بر كفر منتفع نشوند به دعوت تو.و مثله فى المثل قول الشّاعر:
لقد اسمعت لو ناديت حيّا
و لكن لا حياة لمن تنادى
إِنْ أَنْتَ إِلاّٰ نَذِيرٌ
،تو نيستى الّا ترسانندهاى امّا جبر و قهر ايشان بر ايمان به تو نيست.
إِنّٰا أَرْسَلْنٰاكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً ،ما فرستاديم تو را به حق بشارت دهند و ترساننده [٢]. وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ ،«ان»به معنى«ما»ى نفى است و«من»زيادت است.المعنى،و ما من امّة،و هيچ امّت نيست الّا و در ايشان پيغامبرى بودست گذشته.
آنگه به تسليه [٣]رسول-عليه السّلام-گفت: وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ ،اگر چنان كه [٤]اين كافران تو را به دروغ مىدارند، فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ،به دروغ داشتند آنان كه پيش ايشان بودند،پيغامبران خود را، جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ ،رسولان ايشان به ايشان آمدند با حجّتها و كتابها و به كتاب روشن.و تكرار براى آن كرد زبر را [٥]و كتاب را كه مختلفاللفظاند،كقوله:
و الفى [٦]قولها كذبا و مينا
ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا
،پس بگرفتم به عذاب كافران را.آنگه گفت:
فَكَيْفَ كٰانَ نَكِيرِ ،چگونه بود انكار من بر كافران،بر سبيل تعجيب [٧]و انكار او به عذاب باشد و«يا»ى اضافت بيفگند،اكتفاء بالكسرة عنها.
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً ،نمىبينى،يعنى نمىدانى كه خداى تعالى بفرستاد از آسمان آبى،يعنى[٤١-ر]آب باران؟ فَأَخْرَجْنٰا بِهِ ثَمَرٰاتٍ ، و بيرون آورديم به آن آب ميوههايى به رنگ [٨]مختلف،از انواع ميوهها [٩].و اين از باب
[١] -دا،آج،لب:شنود.
[٢] -دا:بشارتدهندهاى و ترسانندهاى،آج،لب:بشارتدهنده و ترساننده.
[٣] -آج،لب:به تسلّى.
[٤] -دا:چنان است كه.
[٥] -دا،آج:زبور را،لب:زبورا.
[٦] -آج،لب،افزوده:فى.
[٧] -دا،لب:تعجب.
[٨] -دا:هريك.
[٩] -اساس:ميوها.