روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٣ - ترجمه
آمرزش خواهم از خداى-جلّ جلاله.
اگر گويند چرا چون از يعقوب استغفار خواستند،وعده داد [١]و توقّف نمود،و يوسف-عليه السّلام-كه صاحب واقعه بود توقّف نكرد و گفت: لاٰ تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ،گوييم:از اين دو جواب گفتند،يكى آنكه:از كار جوانان تعجيل باشد و از كار پيران تأنّى.جواب ديگر آنكه گفتند:براى آن تأخير كرد تا وقت سحر درآيد براى آنكه وقت سحر،وقت استغفار باشد،نبينى كه حقتعالى چند جاى در قرآن استغفار به وقت سحر بازبست،فى قوله: وَ بِالْأَسْحٰارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ [٢]،و فى قوله:
وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحٰارِ [٣]. چون وقت سحر در آمد،يعقوب-عليه السّلام-ورد خود بگزارد [٤]،چون فارغ شد،دست برداشت و گفت:بار خدايا!مرا بيامرز[به] [٥]جزعى كه بر يوسف كردم و فرزندان مرا بيامرز به اسائتى كه با يوسف كردند.خداى تعالى وحى كرد به او [٦]كه:من تو را و ايشان را بيامرزيدم.
راوى خبر گويد:به مسجد رسول مىرفتم به حجرۀ عبد اللّه مسعود بگذشتم،او مىگفت:اللّهمّ انّك دعوتنى فاجبت و امرتنى فاطعت و هذا سحر فاغفر لى.او را گفتم:يا بن مسعود!سحر را چه تخصيص است؟گفت:وقت اجابت دعا باشد.
نبينى كه يعقوب-عليه السّلام-پسرانش را وعده به سحر داد،فى قوله: سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي؟ عبد اللّه عبّاس روايت كرد از رسول-عليه الصّلاة و السّلام-كه او گفت:وعدۀ ايشان به شب آدينه داد [٧].وهب گفت:بيست و اند سال هر شب آدينهاى براى ايشان آمرزش مىخواست.عطاء الخراسانىّ گفت:حاجت از جوانان خواستن اولىتر باشد كه از پيران،نبينى كه يوسف به اوّلوهلت برادران را گفت: لاٰ تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّٰهُ لَكُمْ ،و يعقوب گفت: سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي. و شعبى گفت:براى آن
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل+و گفت استغفار كنم،آو،آب،آز+براى شما.
[٢] .سورۀ ذاريات(٥١)آيۀ ١٨.
[٣] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٧.
[٤] .آب:بگذارد.
[٥] .از قم افزوده شد.
[٦] .بم:با او.
[٧] .قم:بود.