روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩١ - ترجمه
تعبير او را بود.و ممكن باشد كه از اين جواب [١]گويند كه:ايشان تعبير نكردند، ايشان دفع تعبير كردند [٢]كه تعبير ندانستند.گفتند:اين نه خوابى است كه آن را تعبير كنند.پس از اين در [٣]كلام حذفى هست و اختصارى،و تقدير آن است كه:فرجع الّذى نجا منهما الى الملك و اخبره بما قال يوسف.
وَ قٰالَ [٤]الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ ،چون [٥]مرد بازآمد و ملك را خبر داد به آنچه يوسف عليه السّلام-گفته بود،گفت:اين حديث به پيغام راست نيايد او را بر من آرى.اين جا حذفى دگر هست و تقدير آنكه:فلمّا جاءه الرّسول و قال له اجب [٦]الملك،قال:
ارجع الى ربّك،رسول بيامد و گفت:ملك تو را مىخواند اجابت كن تا تعبير اين خواب چنان كه با من بگفتى با او بگويى.گفت:برو بازپس شو و ملك را بگو [٧]تا آن زنان را حاضر كند و بپرسد تا چرا دست ببريدند [٨].و اين [٩]براى آن كرد تا ملك را و جز او را روشن شود كه او را بىگناه بازداشتهاند.
عبد اللّه عبّاس گفت:اگر يوسف-عليه السّلام-چون ملك او را بخواند [١٠]بيرون آمدى [١١]و استكشاف نكردى،ملك هرگه كه [١٢]او را ديدى با خويشتن گفتى:اين آن مرد است كه با زن عزيز خيانت كرد.
و رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-گفت:عجب مىدارم از يوسف و كرم او و صبر او.و الله يغفر له،و خداى بيامرزد او را،آنگه كه رسول آمد و او را پرسيد كه:
تأويل خواب ملك چيست،بگفت و امتناع نكرد.و اگر به جاى او من بودمى [١٣]، گفتمى:تا مرا از زندان [١٤]برون نيارى نگويم.و عجب ديگر از صبر او!چون رسول باز
[١] .قم،بم،آج:خواب.
[٢] .مل:دفع كردند.
[٣] .مل+اين.
[٤] .اساس و همۀ نسخه بدلها:فقال،با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٥] .مل:چو.
[٦] .آو،بم:آج:و قال اجب.
[٧] .قم:بگوى.
[٨] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:بريدند.
[٩] .آو،بم،آز:آن.
[١٠] .مل:بخواندى.
[١١] .آو،بم:برون آمدى.
[١٢] .مل:هرگاه كه ملك.
[١٣] .آب،آز،آج،لب:بودى.
[١٤] .آو،بم:آب،آز،آج،لب:تا از زندانم.