روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٣ - ترجمه
حاشا آن خواب نيك من ديدهام و خواب بد او،يوسف-عليه السّلام-گفت: قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيٰانِ .
مجاهد گفت:اوّل كه اين دو غلام آمدند كه [١]از او خواب پرسند،او را گفتند:
اى جوان تو سخت نيكوروى [٢]و بخرد و بخير جوانى [٣]،ما تو را [٤]دوست مىداريم.او گفت:به خداى بر شما كه مرا دوست ندارى [٥]كه هركه [٦]مرا دوست داشت من از محبّت او بلا ديدم [٧].عمّۀ من مرا دوست داشت و خواست تا مرا بر خود بازگيرد كمرى از ابراهيم به ميراث يافته بود بر ميان من بست و من خفته [٨]و بىخبر از آن، آنگه مرا تهمت دزدى نهاد [٩]تا بعلّت آن يك سال مرا به نزد خود بازگرفت -و شرع ايشان،چنان بود كه چون كسى از كسى چيزى بدزديدى يك سال سارق را خدمت مسروق منه بايستى كردن-و اگر پدر مرا دوست داشت [١٠]در محنت برادران افتادم تا مرا به چاه افگندند و به بندگى بفروختند.و اگر زليخا گفت:تو را دوست دارم مرا به محنت زندان افگند [١١].زنهار [١٢]مرا دوست مداريد [١٣].گفتند:ما تو را دوست داريم [١٤]و ما را با تو الف [١٥]مىباشد.
آنگه همه روز [١٦]بيامدندى [١٧]و حديث او مىشنيدندى و بر او [١٨]آفرين مىكردندى، تا شبى در خواب ديدند آنچه خداى حكايت كرد از ايشان،بر دگر روز بيامدند و پيش او بنشستند [١٩]و گفتند:أيّها العالم!ما دوش هريكى خوابى ديدهايم اگر دستور
[١] .همۀ نسخه بدلها:تا.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:نيكورويى.
[٣] .آو،بم،مل،آج،لب:بخرد جوانى.
[٤] .مل+سخت.
[٥] .آو،آب،آز:مداريد،قم،بم:مدارى.
[٦] .مل+كس.
[٧] .مل:مرا به بلاى عظيم افگند اول.
[٨] .مل:كه من خفته بودم.
[٩] .مل:بنهاد.
[١٠] .مل:داشتى.
[١١] .آب،آز:گرفتار كرد.
[١٢] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:زينهار.
[١٣] .آو،بم:مدارى.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:مىداريم.
[١٥] .آج،لب:الفت.
[١٦] .بم:هر روز.
[١٧] .آج،لب:همه آمدندى.
[١٨] .مل+ثنا.
[١٩] .آو،بم:آمدند،آب،آز:شدند،آج،لب:ندارد.