روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٧ - ترجمه
مٰا جَزٰاءُ مَنْ أَرٰادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً ،يوسف نگفتى: هِيَ رٰاوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي ،جز آنكه چون او يوسف را [١]متّهم بكرد،يوسف براى نفى تهمت و برائت ساحت واجب شناخت اين قدر گفتن.عزيز كه شوهر زليخا بود گفت:يا يوسف!شما هر دو مدّعيى،تو بر دعوى خود گواى [٢]دارى؟گفت:بلى.و ذلك قوله [٣]: وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ أَهْلِهٰا .
در اين گواه خلاف كردند:سعيد جبير و ضحّاك گفتند:كودكى بود در گاهواره [٤]،يوسف-عليه السّلام-گفت:گواى [٥]من آن كودك است.عزيز گفت:آن كودك در گاهواره [٦]چگونه گواى [٧]دهد؟گفت:او براى من گواى [٨]دهد.آنگه به نزديك گاهوارۀ [٩]كودك شدند،يوسف-عليه السّلام-گفت:يا كودك!چنان كه ديدى بگو.به فرمان خداى كودك به سخن در آمد و به زبانى درست گفت: إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكٰاذِبِينَ ،اگر پيراهن [١٠]يوسف از پيش دريده است زن راست مىگويد و مرد دروغ،و اگر پيرهن [١١]از پس دريده است مرد راست مىگويد و زن دروغ.چون بنگريدند پيرهن [١٢]از پس دريده بود.عزيز گفت زن را: إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ ،اين جمله از كيد [١٣]شماست و كيد شما عظيم باشد.
و دليل اين قول حديث [١٤]عبد اللّه عبّاس [١٥]است.گفت،چهار كس پيش از وقت سخن گفتند:پسر ماشطۀ [١٦]دختر فرعون،و گواى [١٧]يوسف-عليه السّلام-و صاحب جريح الرّاهب و عيسى-عليه السّلام-و قصّۀ اينان در جاى خود بيايد [١٨].
و در خبر مىآيد كه:يوسف-عليه السّلام-چون پادشاهى با او فتاد [١٩]و خداى تعالى او را به پيغامبرى به اهل آن ولايت فرستاد،يك روز جبريل به نزديك [٢٠]او نشسته بود،
[١] .قم:يوسف را چون او.
[٧] [٢] .بم،آب،آز:گواهى.
[٣] .آج:ندارد.
[٦] [٤] .همۀ نسخه بدلها:گهواره.
[١٧] [٥] .آب،آز،آج،لب:گواه.
[٨] .آز،آب،آج،لب:گواهى.
[٩] .قم،آج،لب:گهواره.
[١٢] [١١] [١٠] .قم:پيراهن،آو،بم،آب،آج،لب:پرهن.
[١٣] .قم،آو،بم،آب،آز:اين از جملۀ كيد.
[١٤] .قم:ندارد.
[١٥] .آب،آز+و صاحب جريح.
[١٦] .آو،بم،آز:ماشط.
[١٨] .همۀ نسخهها بجز قم+انشاءاللّه.
[١٩] .قم:با او افتاد،آو،بم،آب،آز:به او افتاد،آج،لب:يافت.
[٢٠] .قم:نزد،آج،لب:پيش.