روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٢ - ترجمه
و در ضمير خلاف كردند كه راجع با كيست،حسن بصرى گفت و بلخى و جبّائى كه:ضمير راجع است با«ذكر»كه قرآن است،يعنى:ما حديث قرآن و انديشه در او در دل ايشان افگنيم تا به او ايمان آرند و نيارند،چنان كه با امّت سلف كرديم براى بلاغ حجّت را،تا حجّت برايشان متوجّه شود،و اين از باب لطف باشد.[٧٤-ر]و بعضى دگر گفتند:ضمير عايد است با«استهزا»،يعنى ما استهزا به قرآن به دل [١]ايشان بگذرانيديم [٢]تا اجتناب كنند نه براى آن تا استعمال كنند،ايشان بر كار گرفتند و اجتناب نكردند،و نشايد تا اين«سلك»به معنى خلق كفر باشد در دل ايشان چنان كه مجبّران [٣]گفتند،براى آنكه لاٰ يُؤْمِنُونَ بِهِ نفى ايمان حوالت به ايشان [٤]است و اضافت با ايشان،و دگر مورد اين لفظ مورد ملامت و مذمّت است و اگر خلق كفر او كردى در دل ايشان،بايستى تا ايشان معذور بودندى نه ملوم.و يقال:سلكه يسلكه سلكا،و سلك هو سلوكا.قال عدىّ بن زيد:
و كنت لزاز خصمك لم اعرّد
و قد سلكوك فى يوم عصيب
و قال آخر:
حتّى اذا سلوكهم [٥]فى قتائدة
شلاّ كما تطرد الجمّالة الشّردا
وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ
،و سنّت و طريقۀ پيشينگان بر اين گذشته [٦]است.در معنى اين دو قول گفتند:يكى آنكه در هلاك آنان كه بر كفر اصرار كردند بعد ظهور آيات و اعلام معجزات،و گفتهاند [٧]سنّت اوّلين بر اين رفته است كه اينان مىكنند از تكذيب رسولان و كفران نعمت خداوند جهان.
وَ لَوْ فَتَحْنٰا عَلَيْهِمْ بٰاباً مِنَ السَّمٰاءِ -الآية،حقتعالى در اين آيات [٨]قطع طمع رسول كرد از ايمان ايشان عند نزول آيات و ظهور معجزات،گفت:اگر ما درى از درهاى آسمان برگشاييم و اين كافران همه روز بر آسمان مىشوند بر وجه خرق
[١] .قم،مل:بر دل،ديگر نسخه بدلها:در دل.
[٢] .آو:بگزرانيم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:مجبّره.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:با ايشان.
[٥] .كذا در اساس،آو،بم،آز،آج،مش،قم،لب:اسلكوهم،ضبط چاپ شعرانى(٥٢/٧)،لسان العرب (٤٤٢/١٠)،طبرى(٨/١٤)هم«اسلكوهم»است.
[٦] .آو،بم:گرسنه.
[٧] .قم:دگر آنكه.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:آيت.