روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٩ - ترجمه
داريم نصيب كنيم،و همسايۀ تو باشيم تا تو تنها نباشى؟گفت:روا باشد.ايشان آنجا فرود آمدند-و باقى قصّه در سورة البقرة گفته شده است-و آنكه اسماعيل از ايشان زنى بخواست،و هاجر فرمان يافت،و ابراهيم آنجا آمد،فى قوله: وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى [١].
قوله: رَبَّنٰا لِيُقِيمُوا الصَّلاٰةَ ،از جملۀ دعاى ابراهيم يكى دگر آن بود كه گفت:
بار خدايا!براى آن تا فرزندان من نماز به پاى دارند،چنان ساز كه دلهاى گروهى مردمان به ايشان مايل شود.«من»تبعيض راست.
سعيد جبير گفت:اگر نگفتى من النّاس،و گفتى:افئدة النّاس،همۀ عالم از گبر و جهود و ترسا و مسلمان به حج آنجا رفتندى.و قوله: تَهْوِي إِلَيْهِمْ ،اى تميل اليهم و تنحدر اليهم،من هوى اذا انحدر،يقال:هوى يهوى هويّا اذا سقط،و هوى يهوى هوى،اذا اشتهى [٢]و احبّ.
مجاهد گفت:اگر دعا بر اطلاق بودى،پارس و روم و ترك و هند مزدحم شدندى آنجا. وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرٰاتِ ،بار خدايا!و از ميوههايى كه اهل دگر شهرها را-كه خداوندان آبند [٣]-روزى كردهاى،روزى كن ايشان را تا همانا شاكر شوند نعمت تو را.
رَبَّنٰا إِنَّكَ تَعْلَمُ ،آنگه گفت:بار خدايا!تو دانى آنچه ما پنهان داريم و آنچه آشكارا داريم.عبد اللّه عبّاس گفت:مراد يأس و اندوه كار هاجر و اسماعيل است، اگر بر زبان رانيم و يا نرانيم تو دانى.و دگر مفسّران حمل بر عموم كردند از همۀ نهانيها و آشكاراها [٤]،و آن اولىتر است،لعموم الفائدة.آنگه گفت: وَ مٰا يَخْفىٰ عَلَى اللّٰهِ مِنْ شَيْءٍ ،«ما»نفى است،و پوشيده نماند بر خداى-جلّ جلاله-هيچچيز در آسمان و زمين.و«من»زيادت است مؤكّد نفى.
آنگه اسپاس [٥]دارى كرد خداى را و شكر گزارد [٦]،گفت:اسپاس [٧]آن خداى را كه مرا بر پيرى اسماعيل و اسحاق بداد-اسماعيل از هاجر و اسحاق از ساره-و اين از
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٢٥.
[٧] [٢] .آج:اشهى.
[٣] .آو،بم،آب،آج،آز،آل،مش:آنند.
[٤] .آب،آج،آز:آشكارها.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:سپاس.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:شكر كرد.