روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٠ - ترجمه
آن پس گفت كه خداى تعالى او را اسحاق بداد از ساره-و قصّۀ آن در سورت هود برفت. إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعٰاءِ ،كه خداى من شنوندۀ دعاست،يعنى اجابتكنندۀ دعاست،و منه قولهم:سمع اللّه لمن حمده،اى اجاب اللّه لمن دعاه.
رَبِّ اجْعَلْنِي ،بار خدايا!مرا چنان كن كه نماز به پاى دارم،يعنى آن الطاف كه به آن نماز به پاى دارم با من پياپى دار [١]. وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي ،و از فرزندان من،و «من»تبعيض راست. رَبَّنٰا وَ تَقَبَّلْ دُعٰاءِ ،بار خدايا بپذير دعاى من،يعنى نماز و عبادت من،و از اينجاست
قول رسول-عليه السّلام-: الدّعاء هو العبادة، و
في رواية اخرى [٢]: الدّعاء مخّ [٣]العبادة، و بعضى دگر گفتند:چنان كه دعا را نماز خواند [٤]،فى قوله: وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاٰتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ [٥]... ،نماز را دعا خواند اين جا.
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي ،بار خداى ما [٦]!بيامرز مرا و مادر و پدر مرا،و اين دليل مىكند بر آنكه مادر و پدر ابراهيم مؤمن بودند،چه نشايد كه او كافران مصرّ را بر كفر دعا كند به غفران. وَ لِلْمُؤْمِنِينَ ،و مؤمنان را نيز بيامرز آن روز كه حساب بايستد،و مراد به «قيام»ظهور است،كقيام السّاعة و قيام السّوق و قيام الحرب على ساقها،روزى كه حساب ظاهر شود و سخت گردد.
آنگه حقتعالى بر سبيل تهديد و وعيد گفت: وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ اللّٰهَ غٰافِلاً ،گمان مبر كه خداى غافل است از آنچه ظالمان مىكنند.و سهو و غفلت يكى باشد و مرجع هر دو با انتفاى [٧]علم باشد،و معنى آيت آن است كه:به حقّ ايشان برسم و جزاى ايشان به سزا بدهم،و لكن تأخير مىكنيم. إِنَّمٰا يُؤَخِّرُهُمْ ،جملۀ قرّاء«يؤخرهم»به«يا» خواندند،خبرا عن اللّه تعالى،و ابو عمرو خواند:نؤخرهم،به«نون»،خبرا منه تعالى [٦٩-پ]عن نفسه على سبيل التّعظيم،و تأخير مىكنم ايشان را براى روزى كه چشمها در او شاخص و متحيّر شود.و شخوص البصر،آن باشد كه چشم گشاده بماند كه بر هم نيايد،و چشم متحيّر چنين باشد،و اين كنايت است از هول و فزع و شدّت روز.
[١] .آو،آب،آز،با آن نماز پياپى دارم.
[٢] .آب:آخر.
[٣] .مل:هو.
[٤] .قم:گويند،ديگر نسخه بدلها:خوانند.
[٥] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٠٣.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:بار خدايا.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نفى.