روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٨ - ترجمه
هاجر از آن [١]رنج كه ديده بود و عزّت آب در آن جاى پارهاى ريگ گرد آن بر كرد تا ضايع و پراگنده نشود.
رسول-عليه السّلام-گفت:
رحم اللّه امّي هاجر ،خداى بر مادرم هاجر رحمت كناد،اگر آن آب رها كردى همه باديه برسيدى و آب روان بودى در همه باديه.چون خاك گرد آن بر كرد آب بايستاد،ازآنجا آب مىگرفت تا چالهاى [٢]شد،اين است كه امروز چاه زمزم است و اين [٣]فريشته او را بشارت داد و گفت:اين چاهى خواهد بودن كه حاجيان اين جا از اين جا [٤]آب خورند،و اين جا خانهاى كند پدر اين كودك كه خلايق عالم از جوانب [٥]به زيارت اين خانه آيند.پس حقتعالى از آن رفتن هاجر از صفا به مروه و از مروه به صفا آن را ركنى كرد از اركان حج،و آن سعى است بين الصّفا و المروة.
جماعتى از قبيلۀ جرهم آنجا مىگذشتند [٦]از دور مرغان را ديدند كه گرد آن جايگاه مىپريدند،گفتند:به هر حال [٧]بايد كه آن جايگاه آب بود،كه مرغان جايى گردند [٨]كه آب بود.كسى را بفرستادند تا بنگرند [٩].زنى را ديد و كودكى را تنها.
بيامد و ايشان را خبر داد.ايشان بيامدند و گفتند:اى زن!تو كيستى؟و اين جا چه كنى تنها [١٠]؟و آن كودك كه راست؟و اين آب از كجا آمد اين جا؟كه اين زمينى است كه تا سيصد چهارصد گز نكنند آب نباشد.گفت:اين پسر ابراهيم است- خليل خداى،و او ما را اين جا آورد به فرمان خداى.گفتند:اين آب كه راست؟ گفت [١١]:آب مراست،و خداى تعالى براى ما پديد كرده است اين جا،[٦٩-ر]گفتند:
شايد تا اين جا فرود آييم و تو ما را از اين آب نصيب كنى [١٢]،و ما تو را متاعى كه ما
[١] .آو،بم،آب،آز:آنچه،آج،آل،لب:ازآنجا.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:غديرى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:آن.
[٤] .قم:اين جاى از اين جا،آو،بم،آب،آج،آلب،لب،مش:اين جا از اين چاه،مل:اين جاى.
[٥] .مل:از همه جانب.
[٦] .آو:مىگزشتند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+مى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:گرد آيند.
[٩] .كذا در اساس و مل،ديگر نسخه بدلها:بنگرد،آب،بم،آو،آج،آز،آل،لب،مش+چون بيامد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:تنها چه مىكنى؟
[١١] .بم،آج،آل،لب+اين.
[١٢] .آج،لب:دهى.