روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٣ - ترجمه
ايشان را آب دهند از آبى كه زردآبه باشد از خون و ريم كه از زير كافران بيايد.قتاده گفت:آنچه از قروح و ريشهاى ايشان پالوده شود.محمّد بن كعب و ربيع انس گفتند كه:غسالۀ اهل دوزخ باشد،و آن خون و ريمى باشد كه از فروج زانيان بيايد [١].
در خبر مىآيد كه:وليد عبد الملك روزى در بعضى حجرههاى زنان رفت مست،جامعى قرآن نهاده بود،بر گرفت و باز كرد بر سبيل تفأّل تا چه برآيد،بر آمد:
وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خٰابَ كُلُّ جَبّٰارٍ عَنِيدٍ ،از آن به خشم آمد و جامع بنهاد و كمان بخواست و تير و چندان تير برآن زد تا [٢]پاره پاره كرد،و اين بيتها مىخواند:
أ توعد عد كلّ جبّار عنيد
فها انا ذاك جبّار عنيد
اذا ما جئت ربّك يوم حشر
فقل يا ربّ مزّقنى الوليد
و بعضى اهل سير گفتند كه اين وليد يزيد عبد الملك مروان بود.و از جملۀ زنادقه بود،و از جملۀ اشعار او در زندقه اين بيتهاست:
أ توعدني الحساب و لست ادري
أ حقّا [٣]ما تقول من الحساب
فقل للّٰه يمنعني طعامي
و قل للّٰه يمنعني شرابى
قوله: يَتَجَرَّعُهُ ،فروبرد آن را،يعنى اين كافران جرعه و شربه را،من الجرع،و هو شرب الماء جرعة جرعة. وَ لاٰ يَكٰادُ يُسِيغُهُ ،و نزديك نباشد كه فروبرد آن را.
بعضى گفتند:يكاد،زيادت است،يعنى و لا يسيغه،و اين قول نيك نيست براى آنكه يكاد را فايدهاى جليل هست،و آن آن است كه:نه گوارنده بود و نه نزديك آن بود كه [٤]بگوارد،و مانند اين در كلام عرب و قرآن بسيار است،قال اللّٰه تعالى: وَ لاٰ يَكٰادُ يُبِينُ [٥]،اى،لا يتأتّى [٦]منه البيان،و قال: لَمْ يَكَدْ يَرٰاهٰا... [٧]،اى،لم يرها [٨]و لم يقرب ان يريها.
و ابو امامه روايت كرد از رسول-صلّى اللّٰه عليه و على آله-كه گفت:آن
[١] .همۀ نسخه بدلها:بيرون آيد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:كه.
[٣] .آل:احقّ،ديگر نسخه بدلها كلاّ با ضبط متن موافقت دارد.
[٤] .آو،آج،لب،مش:نه نزديك آنكه،آب،آز:و نه نزديك آن.
[٥] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٥٢.
[٦] .بم:لا يأتى.
[٧] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٤٠.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:يراها.