روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٢ - ترجمه
رعدى پديد آمد و برقى،و يكى شرر از آن برق بيوفتاد و برآن كافر آمد [١]و او را بسوخت.ياران بازگشتند تا رسول را خبر دهند.در راه جماعتى صحابه پيش ايشان بر- افتادند [٢]و گفتند:چگونه سوخت صاحب شما به صاعقه؟گفتند:شما چه دانى؟ گفتند:خداى تعالى آيت فرستاد كه: وَ يُرْسِلُ الصَّوٰاعِقَ فَيُصِيبُ بِهٰا مَنْ يَشٰاءُ وَ هُمْ يُجٰادِلُونَ فِي اللّٰهِ ،يعنى آن كافر را، وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحٰالِ. حسن را گفتند:
«شديد المحال»،چه باشد؟گفت:شديد الحقد،سخت كينه است.اميرالمؤمنين على [٣]گفت:شديد الاخذ،سخت گرفتن است.مجاهد گفت:شديد القوّة،سخت قوّت است.ابو عبيد [٤]گفت:سخت عقوبت است.و«محال»،مماحله [٥]بود،و آن مماكره و مغالبه باشد،و اصل او از سختى و قوّت است،تقول العرب:محّلنى على فلان،اى قوّنى عليه،و المحل،شدّة القحط،و قال الاعشى:
فرع نبع يهتزّ [٦]فى غصن المج...
د عزيز [٧]النّدى شديد المحال
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ
،او راست،يعنى خداى را-جلّ و عزّ-دعوت حق و صدق و درستى و راستى.و اضافت دعوت با حق،چنان است كه اضافت يوم الجمعة و مسجد الجامع،لاختلاف اللّفظين.و روا بود كه،معنى آن باشد كه:له دعوة الى الحقّ،او را دعوتى است با حق،يعنى او دعوت مىكند با حقّ و پيغامبران او به فرمان او.
اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-گفت:دعوت حق توحيد است،و عبد اللّه عبّاس گفت:شهادة ان لا اله الّا اللّه. وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ،و آنان را كه ايشان مىخوانند،-يعنى مشركان-از اين اصنام خود بدون خداى-عزّ و جلّ، لاٰ يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ ،اجابت نكنند ايشان را،يعنى داعيان را از خيرى و نفعى و دفع مضرّتى، إِلاّٰ كَبٰاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمٰاءِ لِيَبْلُغَ فٰاهُ ،الّا چون كسى كه دست به آب
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:افتاد.
[٢] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:بازآمدند،مل:باز بودند.
[٣] .آو،بم+عليه السّلام.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:ابو عبيده.
[٥] .اساس:محاوله،كه با توجه به اجماع نسخه بدلها و كتب لغت تصحيح شد.
[٦] .آج:يهز.
[٧] .كذا در اساس و نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٤٧٥/٦):غزير.