روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٠ - ترجمه
عن الرّعد،ما را خبر ده از رعد تا چيست؟گفت:فريشتهاى است موكّل برابر، تازيانهاى به دست [١]دارد كه ابر را به آن مىراند آنجا كه خداى [٢]مىفرمايد.گفتند:
اين آواز چيست كه از او مىشنويم؟گفت:زجر اوست ابر را [٣]تا آنجا رود كه او خواهد.گفتند:راست گفتى.
عطيّه گفت:«رعد»،نام فريشتهاى است و اين صوت آواز اوست و تسبيح او، و برق تازيانۀ اوست كه به آن ابر [٤]مىراند او را رعد خوانند و آواز او را رعد خوانند.
و ابو هريره گفت:چون رعد آمدى،رسول-عليه السّلام-صلّى اللّه عليه و على آله- گفتى [٥]:
سبحان من يسبّح الرّعد بحمده و الملائكة من خيفته [٦].
عكرمه گفت كه عبد اللّه عبّاس چون رعد شنيدى،گفتى:سبحان من سبّحت [٧]له،منزّه است آن خداى كه تو او را تسبيح مىكنى.و عبد اللّه عبّاس گفت:هركه او آواز رعد شنود،بگويد:سبحان الّذى يسبّح الرّعد بحمده و الملائكة من خيفته و هو على كلّ شىء قدير،اگر او را صاعقهاى رسد،ديت او بر من است.
گفتند:عبد اللّه زبير چون آواز رعد شنيدى،گفتى:سبحان من يسبّح الرّعد بحمده و الملائكة من خيفته،و آنگاه گفتى:اين وعيدى است اهل زمين را سخت.
و سالم بن عبد اللّه روايت كرد كه،رسول-عليه السّلام-چون آواز رعد شنيدى، گفتى:
اللّهمّ لا تقتلنا بغضبك و لا تهلكنا بعذابك و عافنا من بلائك.
قوله: وَ الْمَلاٰئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ ،و فريشتگان تسبيح كنند از ترس او.گفتند [٨]:مراد فريشتگاناند كه موكّل ابرند و اعوان رعدند،ايشان جمله خائف و خاضعاند و مطيع فرمان او را.
جويبر [٩]روايت كرد [١٠]از ضحّاك،از عبد اللّه عبّاس كه گفت:«رعد»،نام
[١] .مل:بر دست.
[٢] .آو،بم،آز،آج،لب:چنان كه خداى.
[٣] .مل:برابر.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز مل+را.
[٥] .آز:بخواندى.
[٦] .قسمت اخير سخن پيامبر ناظر است بر آيۀ ١٣ سورۀ رعد(١٣)
[٧] .آز+الرّعد.
[٨] .مل:گفت.
[٩] .قم:جبير،آو،بم،آب،آج:چونين جبير،مل،لب:جوهر،آز:چون جبير.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:كند.